رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٨ - جمهورى هاى استقلال يافته
قدرت را به ولاديمير پوتين، دست پروردهى خود و رييس سازمان اطلاعات روسيه سپرد كه امروز هم (٢٠١٦ م) قدرت را در دست دارد.
جمهورى هاى استقلال يافته
١- بالتيك: درسال ١٩٩٠، ليتوانى اعلام استقلال كرد. روسيه سربازان خود را براى سركوب فرستاد. لتونى و استونى هم درسال ١٩٩١ اقدام به همين كار كردند و سرانجام روسها مجبور به پذيرفتن شرايط شدند. لتونى و استونى از اعطاى حقوق كامل شهروندى به روسهاى ساكن مناطق مرزى كه گفته مىشد تنها با هدف" روسى كردن" كشورها و براى از بين بردن خلوص نژادى اقوام اصلى در آن نواحى سكنى داده شده بودند، خوددارى كردند.
٢- قفقاز: گرجستان، ارمنستان وآذربايجان درسال ١٩٩١ به استقلال رسيدند. شوارد نادزه وزير امور خارجهى شوروى سابق به رياست جمهورى گرجستان انتخاب شد، اما نتوانست فساد و بى نظمى موجود در كشور را كنترل كند و با متهم شدن به تقلب در انتخابات سال ١٩٩٣ از مقام خود عزل شد. ارمنستان و آذربايجان بهليل اختلاف بر سر منطقهى كوهستانى قرهباغ درگير جنگ شدند. جنگ در سال ١٩٩٥ پايان يافت اما اختلاف همچنان باقى ماند.
٣- اروپاى شرقى: در سال ١٩٩١، اوكراين در حالى اعلام استقلال كرد كه بسيار مايل بود تا جهانيان جدى تر به آن نگاه كنند. دولت اوكراين اقتصاد آزاد با پيوندهايى به غرب را ترجيح مىداد، اما كمونيستهاى طرفدار روسيه در مجلس اوكراين براى جلوگيرى از وقوع چنين وضعيتى به هر راهى متوسل شدند. در نتيجه كشور در سال ١٩٩٨ عملا ورشكسته بود. بلاروس همچنان به سياستهاى شوروى وفادار ماند و حتى پرچم همان دوره را به اهتزاز درآورد. مولداوى در مورد اتحاد با رومانى ترديد داشت (پاسخ نهايى منفى بود) و دچار اختلافات مرزى شديدى با اوكراين و روسيه شد.