رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٣ - عراق جمهورى ترس
سوريه؛ پادشاهى پرزيدنت اسد
در سال ١٩٦٣، حزب بعث قدرت را در سوريه بهدست گرفت و كشور از سال ١٩٧٠ تحت رهبرى ژنرال حافظ اسد، فرمانده بعثى ارتش اداره مىشد.[١] اسد كشور را با جنگهاى آهنين كنترل مىكرد. مشاغل ملى اعلام شدند و تمام مخالفين و منتقدين به حبس افتادند. او در سال ١٩٨٢ موفق به سركوب شورش مسلمانان بنيادگرا عليه حكومت خود شد.
همسايگان اسد نيز آرامش نداشتند. او منتهاى سعى خود را براى تبديل لبنان به كشور دستنشاندهى سوريه به كار مىبرد و آشكارا ابراز مىكرد كه تحمل صدامحسين و دولت بعثى عراق را ندارد. هنگامىكه سازمان آزادىبخش فلسطين براى انجام مذاكرات دست از مبارزات خود كشيد، حافظ اسد پايگاهى را در اختيار ابونضال فلسطينى قرار داد تا حملات خود عليه اسراييل و هدفهاى غربى را به مرحلهى اجرا بگذارد. سوريه در سال ١٩٨٩ و با از دست دادن حمايت روسها، سعى در برقرارى روابط با غرب كرد كه هيچ جذابيتى براى غربىها نداشت.
عراق: جمهورى ترس
در سال ١٩٦٨، حزب بعث كنترل را در عراق بهدست گرفت. اين شرايط از بعضى جهات به نفع عراق بود. كشور امروزى شد،[٢] زنان صاحب آزادىهاى
[١] - من پس از پيروزى مجاهدين در افغانستان در دمشق با حافظ اسد ملاقات كردم، او را به خاطر طرفدارى از شوروى ها به زبان ملايى( صريح) سرزنش كردم و بيشتر از يك ساعت با او در مورد آسياى ميانه، عراق، ايران و آمريكا صحبت كردم، ولى او پير شده بود و صلاحيت حكومت بر سوريه را نداشت، او چه راست و چه به تعارف خود را طرفدار اسلام نشان مى داد. ولى پس از او بشار اسد امروز در مقابل مخالفين مسلح خود مقاومت جانانهاى نموده كه باور كردنى نبود.
[٢] - چه مبالغه بى مزه، من آن موقع در عراق بودم، مردم با وجود چاه هاى نفت بدبخت و فقير شدند، حتى زنان حق فروش سبزى خوردنى را از بركت سوسياليزم بعثى نداشتند، فقر و استبداد و زورگويى عراق را خفه مى كرد.