رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣١ - جهش بزرگ چين به عقب
مىكرد كشورش بر اساس اصول ماركسيسم راستين عمل كرده است. او اين طرح را جهش بزرگ به جلو ناميد كه به فاجعه تبديل شد.
در اين حركت بهجاى برنامههاى صنعتى كردن كشور با الگوى شوروى، هزاران كمون (واحد اشتراكى) خودكفا تشكيل شد. در اين كمونها همهچيز كاملًا اشتراكى بود و دارايى شخصى و شامهاى فاميلى مفهومى نداشت. حتى ساعات خواب نيز جيره بندى بود و دهقانان هر دو روز يك بار شش ساعت اجازه خوابيدن داشتند، يعنى نصف زمان لازم براى بدن انسان كه تازه در شرايط سخت كار در هواى آزاد بود. دهقانان بايد طبق روشهاى ايدهآليستى چند فنسالار در پكن يعنى" كشت فشرده، شخم عميق" زمينها را شخم مىزند. حاصل اين روش محصولى بود نامرغوب. دولت سهميههاى غلات زيادى را بين دهقانان توزيع كرد و مجازاتهاى سنگينى را نيز در صورت نامرغوب بودن محصول بهدست آمده وضع كرد. پس مردم از ناچارى ارقام را دستكارى مىكردند و فقط اميدوار بودند كه اتفاقى نيفتد.
مائو كه از نامرغوب بودن محصول غلات ناراضى بود، دهقانان را وادار به ساختن ابزار فولادى با استفاده از كورههاى دستساز (و كاملًا بىمصرف) پشت خانههاى شان كرد. انجام چنين كارى مستلزم بريدن هرچه بيشتر درختان براى شعلهور كردن آتش درون همان كورههاى بىمصرف بود، اين اقدام به آسيب جدرى سيستم آبيارى طبيعى زمين و وقوع سيلهاى خانمان سوز منجر شد. دهقانان كه مجبور به گذراندن زمانى طولانى براى كار با كورهها بودند، نمىتوانستند آنطورى كه لازم است از مزارع مراقت كنند، در نتيجه توليدات كشاورزى كاملا با شكست روبهرو شد كه پيامد آن قحطى بود و گرسنگى. نزديك به سى ميليون نفر از مردم در طرح جهش بزرگ به جلو از گرسنگى مردند. در سال ١٩٦١ ديگر خود مائو نيز متوجه شده بود كه با فلاكت عظيمى