رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - مى دانستم استالين عموى بدى است
اعتماد نداشت و به همين سبب مسئوليت به دو نفر سپرده شد: گئوركى مالنكوف نخستوزير و نيكلاى بولگانين به سمَت معاون وى. با وجود اين در ظرف چند هفته، نيكيتا خروشچف با استفاده از موقعيت خود بهعنوان دبير كل حزب توانست مالنكوف را وادار به كناره گيرى كند، از آن پس خروشچف و بولگانين زمامدارى را بهعهده گرفتند و در روز گشايش بيستمين كنگرهى حزب كمونيست شوروى در سال ١٩٥٦ خروشچف دست به كارى زد كه هيچكس حتى تصورش را نمى كرد. او استالين را به باد حملات تند گرفت.
مىدانستم استالين عموى بدى است
حملات خروشچف به استالين در يك سخنرانى" محرمانه" براى كنگره صورت گرفت (محرمانه از اين جهت كه هيچ خبرنگارى در جلسه حضور نداشت. هرچند خبرها خيلى زود به بيرون درز كرد). او استالين را متهم به بتسازى از خود، حكومت بر پايهى رعب و وحشت و همچنين كشتار و حبس هزاران كمونيست وفادار، تنها بهدليل ابتلا به جنون سوء ظن كرد. نمايندگان كنگره از حيرت ميخكوب شده بودند. آنها ياد گرفته بودند كه استالين را پرستش كنند و همچون بسيارى ديگر بر اين باور بودند كه اگر استالين كوچكترين بويى از جنايات دستگاه پليس مخفى برده بود، حتماً چارهاى مىانديشيد. ولى هنگامى كه از دهان خروشچف شنيدند كه استالين شخصا دستور تمام جنايات را صادر مىكرده است، در حيرت فرو رفتند.
ناگهان طوفان حمله به استالين درگرفت. مردم مجسمهها و تصاوير او را نابود كردند و حتى جسد موميايى شدهاش را از آرامگاه او در ميدان سرخ، جايى كه در كمال افتخار در كنار لنين خفته بود به محل ديگرى منتقل كردند. رهبران روسيه اعلام كردند كه ديگر هرگز اجازهى بتسازى از هيچ شخصيتى را نخواهند داد.