رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٨ - دالاس
جوان و محبوب در انتخابات رياست جمهورى آغاز و با قدم زدن آمريكايىها روى ماه پايان يافت به يأس تبديل شد. آمريكا در فاصلهى بين اين دو واقعه شاهد سوء قصدها، سركوب خشونتبار طرفداران حقوق مدنى و عذاب طولانى ناشى از جنگ ويتنام بود.
روابط خارجى ...
كندى در عرصهى بينالملل چندان قوى ظاهر نمىشد:
صدور مجوز اشغال جزيرهى خوكها در كوبا، ١٩٦١. كوبايىها مخالف كاسترو براى سرنگونى رژيم وى دست به اشغال كوبا مىزنند. آنها با هماهنگى دولت آيزونهاور نقشهى اين كار را ريختهاند. كندى وارث اين نقشه شده و دستور اجراى آن را صادر مىكند، نقشه موفق نمىشود.
مشاوره با خروشچف در وين، ١٩٦١. اين دو مرد براى شركت در كنفرانسى در وين ملاقات مىكنند. اجلاس با بحثهاى بدون نتيجه در بارهى برترىهاى كاپيتاليسم و كمونيسم و تنها با دلخورى بيشتر از يكديگر به پايان مىرسد.
بحران موشكى كوبا، ١٩٦٢. مىتوانيد فكر كنيد كندى قاطعانه در برابر روسها ايستاد و يا اينكه در كمال بىاحتياطى دنيا را تا آستانهى يك جنگ هستهاى كشاند.
ديدار از برلين و بازديد از ديوار، ١٩٦٣. آلمانىها اين حركت را اقدامى تحسينبرانگيز مىخوانند (آنها با شنيدن جملهى" من يك برلينى هستم" از طرف كندى، او را بيشتر هم تحسين كردند!).
كندى همچنين مسئول متعهد كردن آمريكا به دفاع از ويتنام جنوبى و در نتيجه عواقب آن نيز بود.
دالاس