رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧ - مارتين لوتركينگ - فرزند يك مبلغ دينى
در سال ١٩٥٧، آمريكايىها پس از موفقيت روسها در فرستادن اسپاتنيك، اولين ماهوارهى جهان به فضا دچار شوك شده بودند، خروشچف از تمام امكانات موجود براى به خاك ماليدن دماغ آمريكايىها استفاده كرد." بيپبيپ: نصب كنيد داخل يخجچالهايتان!" از آن پس آمريكا بايد به صداى بيپبيپ ماهوارهى كمونيستى بالاى سرش عادت مىكرد. ظاهراً وقت آن رسيده بود كه آيك پير و مهربان برود و شخص فعالترى جاى او را در كاخ سفيد بگيرد.
مارتين لوتركينگ- فرزند يك مبلّغ دينى
" پدر كينگ"، پدر مارتين لوتركينگ واعظى با پتيست بود كه اعتقاد به قناعت و شكر نعمات خداوند داشت. پسر او مارتين لوتركينگ جونيور افكارى متفاوت داشت كه سبب شد تا در سال ١٩٥٥ با هدف كمك، به رهبران جمعيت سياهپوست ساكن مونتگمرى در ايالات آلاباما كه در گير مشكل مربوط به اتوبوسهاى عمومى بودند، بپيوندد. روزاپاركس يك زن سياهپوست و عضو رسمى انجمن ملى پيشرفت رنگينپوستان بهدليل برنخاستن از روى صندلى خود در اتوبوس عمومى و ندادن جايش به مردى سفيدپوست زندانى شد. جمعيت سياهپوستان كه براى اعتراض به وضع موجود قصد تحريم اتوبوسهاى عمومى را داشتند از كينگ خواستند تا رهبرى اعتراضات را به عهده بگيرد. كينگ سخنران بسيار قدرتمندى بود (خوب، هرچه باشد يك مبلغ بود). پس از يك سال تحريم اتوبوسها به اين صورت كه سياهپوستان يا پياده رفتوآمد مىكردند و يا در تاكسى با هم شريك مىشدند، سرانجام شركت اتوبوسرانى شهر كه شديداً وابسته به مسافران سياهپوست خود بود مجبور به تسليم شد و مقررات تبعيض نژادى در اتوبوسهاى عمومى لغو گرديد. كينگ تبديل به قهرمان ملى شد.
در دههى ٦٠ ميلادى، آرزوهاى بزرگ آمريكاييان كه با پيروزى كندى