رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٤ - زندگى با خطر زندگى در اندونزى!
به مبارزه با غرب مىپرداخت. اين مبارزات به دستگيرى افراد بيشترى منجر شد (به جرم تقاضاهاى بىمورد براى چيزهاى به درد نخور غربى مثل دموكراسى و غذا!).
در اواسط دههى ٦٠ ميلادى بخشهاى مختلف اتحاديه تصميم به جدايى گرفتند. سوكارنو مانع جدايى جزاير ملوك و جاوه شد، اما مردم استان آچه و ايريان (نيمهى غربى پاپوآى گينه نو كه در سال ١٩٦٢ از طرف هلندىها به اندونزى منتقل شده بود) سالهاى طولانى به مبارزات چريكى پرداختند. در سال ١٩٦٥، حزب كمونيست سعى كرد كودتا كند و با اينكه شش ژنرال بلندپايهى ارتش بهشكل فجيعى كشته و تكهتكه شدند، اما سوكارنو از سمت خود خلع نشد. او پس از اين واقعه دست به ضد حملهى وحشتناكى زد و صدها هزار نفر از" هواداران كمونيستها" را به گلوله بست. اين يكى از فاجعهبارترين كشتارهاى قرن بيستم به شمار مىآيد. سوكارنو كاملا از كنترل خارج شده بود. در سال ١٩٦٦، ارتش او را مجبور به كنارهگيرى از قدرت به نفع ژنرال سوهارتو كرد كه مدت سىودو سال در اندونزى حكومت كرد.
در هفته اول كريسمس سال ٢٠٠٥، اندونزى هم يكى از چند كشور آسيايى بود كه به فلاكت سونامى (لرزش شديد آب دريا) دچار شد. منطقهى آچه كه مدت سىسال براى كسب استقلال خود در نبرد با اندونزى بود، بيشترين خسارات را ديد. اين فاجعه دولت اندونزى را وادار به اعطاى خود مختارى به استان آچه كرد.
اندونزى يكى از بزرگترين كشورهاى مسلمان جهان است كه درگير كشمكشهاى پس از حملهى ١١ سپتامبر به نيويورك و واشنگتن شد. در اكتبر سال ٢٠٠٢ گروههاى اسلامگراى افراطى يك كلوپ تفريحى شبانه را در جزيرهى بالى منفجر كردند كه به مرگ ٢٠٢ نفر كه بيشتر آنان توريستهاى