یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - تئوری فطرت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٨
و اگر انسان آنچنان بود که ماده خام محض بود و تحت تأثیر مطلق عالم بیرون و مقیاسی برای اطمینان به اینکه بیرون هم برخلاف این مقیاسها نخواهد شد نداشت، مثلًا در آینده جمع نقیضین، تقدم شیء بر نفس، صدق اصل و عدم صدق عکس تحقق نخواهد یافت، به هیچ علم و ادراکی نمیشد اعتماد و اطمینان کرد.
و اما از جنبه گرایشها. باز هم فطرت است که به انسان نوعی جهت داده و میدهد. به عنوان تنظیر، به توالد و تناسل مثال میزنیم.
ما امروز درباره نسلهای متوالی آینده میاندیشیم و فکر میکنیم اگر بشری در روی زمین باشد نسلهایی پشت سر وجود خواهد داشت.
احتمال نمیدهیم که در آینده انسانها مانند گربه نر فرزند خور بشوند، یا اساساً خود را با وسایل طبی جدید عقیم کنند که دیگر فرزندی پیدا نشود، یا اساساً ازدواج و آمیزش نکنند، چرا؟ تنها طبیعت حیوانی انسان است که این تضمین را به ما میدهد.
در ابعاد انسانی انسان هم (موارد فطرت) عیناً همین مطلب هست. آیا احتمال میدهیم که چون شرایط متغیر است، گرایش علمی انسانی عوض شود و یکمرتبه گرایش جهلی به وجود آید و جمعیت طرفدار نادانی از آن جهت که نادانی است تشکیل شود؟ البته نه.
اسلام و مقتضیات زمان
مثل این است که فکر کنیم تدریجاً جمعیتهای مبارزه با سلامت، مبارزه با بهداشت، مبارزه با هنر، مبارزه با نظافت، مبارزه با راستی، مبارزه با امانت، مبارزه با خلاقیت و فنّانیت و ابداع، مبارزه با کمال جویی و پیشروی به وجود آید، یعنی عوامل اجتماعی که تاکنون الهام بخش اضداد اینها بوده [١] [الهام بخش خود اینها شود.]
یا برعکس، این فطرت انسان است، مستقل از عوامل اجتماعی و به عنوان راهنما و رهبر و تعدیل کننده عوامل اجتماعی [که] هرگز
[١]. فرض این است که منکران فطرت مدعیاند به تقدم وجود اجتماعی انسان بر وجود فردی او و به اینکه همه آن گرایشها و جهت گیریها معلول علل خاص اجتماعی بوده و با تغییر آن عوامل، قهراً انسان هم تغییر جهت میدهد.