یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - مبانی حقوق زن از نظر اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٣٧
خیلی آزاد و گستاخ هستند، از همان دقیقه اول اظهار عشق میکنند و عشق آنها هم به یک جوان خارجی خیلی رؤیایی و بامزه است.
رابرت! تصور نکن من حقّه بازی کردهام، هرگز! روز اول ورودم به همه گفتم من یک جوان بیکاره و آوارهام که به علت مهملی نتوانستم مدرسه را تمام کنم و بعد از کار روزنامه فروشی به عذاب آمدم و فرار کردم و بدون مقصد میگردم، ولی هیچ کس نخواسته حرف مرا باور کند. همه به من لبخند میزدند، مثل اینکه حقیقت را از آنها پنهان کردهام. مردم غریبی هستند. اصولًا در برابر خارجیها احساس ضعف میکنند و مسائل ساده و عادی را با تصورات خیالانگیز و غیرواقع بهم میریزند.
همان روزها شنیدم عدهای گفتند این جوان عضو گروه تحقیقاتی دانشگاه هاروارد است. دسته دیگر اظهار عقیده کردهاند: به نظر میرسد او عضو مخفی سازمان ریاست جمهوری یا کمیته خارجی مجلس سناست. چند نفری هم مرا عضو سازمان مخفی یا اینتلیجنت سرویس دانستهاند.
عجب اینکه هیچ کدام از اینها نمیخواهند حقیقت را باور کنند.
من هم دیگر اصراری ندارم، همچنان که از عنوان «جاک لشه» که شما به من داده بودید به عنوان «دکتر جاک» ترقی کردهام.
خیلی زود با اجتماع این شهر آشنا شدم. در اینجا برخلاف آنچه من از شرق شنیده بودم دخترها و پسرها آزادی فراوان به دست آوردهاند. پارتیهای کاملًا آزاد تشکیل میدهند، پارتیهایی که شبیه اجتماع کافههای زیرزمینی ایستگاه نیویورک است و بعضی اوقات از «سویچ پارتی» هم آزادتر است. عجب اینکه این پارتیها را با پول پدران و مادران خود تشکیل میدهند و پدر و مادرها از درز درها بیبندوباری