یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩ - مبانی حقوق زن از نظر اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٣٨
فرزندان خود را میبینند و آنها را تحسین میکنند.
در خانههای این دسته از مردم از وسائل و آثار قدیمی کشور چیزی دیده نمیشود، یعنی در هر خانهای وسائل و سمبلهای غربی بیشتر باشند آن خانواده در تجدد و تمدن از دیگران پیش است. گاهی من تعجب میکنم ملتی که سه هزار سال تاریخ دارد، چرا و چگونه از اخلاق و عادات سمبلهای خود میگریزد. (در اینجا قسمتی از نامه را ترجمه نمیکنم ...)
در میان این طبقه نسل جوان که من در محفل آنها شمع جمع هستم، گذشته از دختران و پسران تازه سالی که آرزویشان صحبت کردن به زبان انگلیسی و مسافرت به ینگه دنیاست، جوانانی وجود دارند که از کشور ما برگشتهاند، ظاهراً هر یک چند سالی در آنجا بوده و تحصیل کردهاند. اینها اغلب ژیگولوهایی هستند که مثل آنها را در هیچ جا نمیشود یافت.
اینها هر کدام چند دست از لباسهای گیمیل را که دور یقه آن را سجاف دوزی کردهاند با خود آوردهاند، فکل دُم موشی میزنند و سیگار فرنگی میکشند. انگلیسی حرف زدن آنها شنیدنی است. انگلیسی را به لهجه قایقرانان ساحل مکزیکو حرف میزنند. اغلب مردمی توخالی هستند، ولی نمیدانی چه ادعاهای بزرگ دارند، حرفهای گنده گنده میزنند و با اینکه هر شب توی پارتیها تا دیروقت هالی گالی میرقصند، خود را مهندسین و معلمان بزرگ اجتماع میشناسند. از تاریخ و گذشته کشور خود گریزانند، مرتباً میگویند اگر کار بر وفق مراد آنها نشود به خارجه بر میگردند و مملکت را از وجود دانش خود محروم میگذارند. یادت هست آن جوانک قدکوتاه چاق را که اسمش ... بود تا مدتی با ما روزنامه فروشی میکرد و چند شب کنار اتاق نگهبانهای راه آهن خوابیده بود، او حالا ...
(این قسمت هم نامناسب است، ترجمه نمیشود.)