یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٨٨
واقعیت خود را مسخ کند و تغییر ماهیت دهد پس ضمناً احیاناً مسخ کننده وجود خودش نیز هست.
درباره عادت گفته شده که در آغاز از تار عنکبوت سستتر و در آخر از زنجیر محکمتر است، و هم گفتهاند که انسان در آغاز مانند ماده شلی است که به هر قالب میتوان ریخت، خصوصاً فلزات ذوب شده، و بعد حالت تحجر و تصلب پیدا میکند. مجسمههای برنزی و طلایی قرنها باقی میماند.
انسان به عادات و ملکات که تمایلات اکتسابی است نیازمند است، همانطور که به علوم اکتسابی نیازمند است. نه علمِ غریزی بشر [١] وافی است به مصالح وی و نه تمایلات غریزی او و لهذا هم نیازمند است به علوم اکتسابی و هم به تمایلات اکتسابی و این است سرّ «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» که در نمره ٨ گذشت و به همین دلیل بشر نیازمند است به چهارچوب تربیت و مقررات اخلاقی و اجتماعی و این است یک سرّ و یک علت مدنی بالطبع بودن انسان که در اوایل نمره ٣١ از دفتر ٣٥ اشاره شده است.
عادات روحی یعنی ملکات اخلاقی در اثر تکرار و تمرین و ممارست و ریاضت در روح متمکن میشود، همان طوری که عادات بدنی مانند سیگار و تریاک و مشروب نیز در اثر تکرار و مداومت، طبیعت ثانیه میشود (داستان دباغی که در بازار عطرفروشها بیهوش شد که در مثنوی آمده است. ر. ک: ص ١٩٩). سختی هر کار بد یا خوب در اول کار است، لهذا نظر به نامحرم به تیر تشبیه شده است:
النظرة سهم من سهام ابلیس. داستان شریک بن عبد اللَّه قاضی که تحت عنوان «سفره خلیفه» در داستان راستان ذکر کردهایم مؤید همین
[١]. از نظر افلاطون انسان در جهت علمی، کامل و عالم آفریده شده است، وظیفه اویادآوری و رفع موجبات فراموشی است. از این جهت انسان مانند کسی است که روی یک صفحه نقاشی شده قبلی را باز میکند و موانع را برطرف میسازد، و از نظر سایر حکما انسان باید روی صفحه سفید نقاشی کند، و از نظر عرفا انسان مانند باغبان باید ذهن را پرورش دهد تا علم از درون بجوشد.