یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٤٨
طرف و غایت انسان از طرف دیگر است. مثلًا غایت قوه تناسلی بقاء نوع از یک طرف و وحدت دو همسر از نظر روحی از طرف دیگر است. غایت قوه خشم دفاع از خود است. غایت میل به خوراک، پوشاک، مسکن، صیانت ذات فرد است، و امثال اینها. افلاطون طرفدار این نظریه بوده است. رجوع شود به جمهوریت افلاطون.
ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه ١٠٣ پس از بحث درباره نظریه «هوشیاری» که بعداً توضیح خواهیم داد، میگوید:
افلاطون میگوید: هوشیاری عمل هوشیارانه نیست، بلکه تناسب زیبایی و هنری میان عوامل خلقی فرد است. به عبارت دیگر هوشیاری یعنی حسن ترتیب و لطف ترکیب رفتار انسانی. خیر مطلق در تیزهوشی یا توانایی غیر اخلاقی نیست، بلکه عبارت است از تناسب اجزاء با کل، خواه در فرد و خواه در اجتماع.
ویل دورانت آنگاه میگوید:
این اصل محکمی بود که میشد به وسیله آن در زمینه علم اخلاق به پیشرفتهای زیادی نائل شد ولی فلسفه از این اصل پیروی نکرد. یونان به رغم علمای اخلاق آن از هم گسیخته شد و دنیا با ظهور مسیحیت آماده پذیرفتن اصولی شد که به موجب آن میبایست طبیعت نوع پروری و درستکاری انسان را با وعده و وعید آن جهان مستحکم ساخت. مسئله ایجاد علم اخلاق طبیعی مستقل از دین لاینحل ماند.
بنا بر این نظریه نیز اخلاق از مقوله زیبایی است.
این نظریه از طرفی با نظریه ٧ قرابت دارد که مبدأ را عقل و هوشیاری میداند و از طرفی با نظریه ٥ قرابت دارد که ملاک اخلاقی