مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - نزول چیست؟
ندارد.
مسأله توجیهش هم که همین فرضیهای بود که عرض کردم، حالا میخواهد این فرضیه را کسی قبول کند میخواهد قبول نکند، ضرورتی هم ندارد که ما حتما فرضیهاش را بپذیریم چون [وحی] یک امری بوده که از مختصات انبیاء بوده است و ما راهی نداریم برای اینکه مستقیما آن را تحت نظر و مطالعه خودمان قرار بدهیم، به کمک سایر معلوماتی که در باب روان انسان از یک طرف و در باب جهان ماوراءالطبیعه از طرف دیگر داریم، به کمک اطلاعاتی که از این دو ناحیه داریم، تا حدودی یک فرضیهای میتوانیم در این زمینه بیاوریم.
مسأله بعدی مسأله آیات و بینات (در تعبیر قرآن) است. وحی چون از مختصات انبیاء است قهرا بر سایر افراد بشر مجهول است؛ حد اکثر، کوشش ما این است که در امکانش بحث میکنیم و یک فرضیهای برایش درست میکنیم. به چه دلیل قبول کنیم که سخن یک نفر وحی است؟ وحی، قبول و ممکن، اما یک آدمی که میآید ادعا میکند که سخن من وحی است ما به چه دلیل بپذیریم که سخن او وحی است؟ این است که قرآن میگوید هر پیغمبری که آمده، با یک سلسله آیات و بینات آمده است یعنی با یک سلسله نشانهها و قرائن، که از همین کلمه «آیات» در تعبیر متکلمین اسلامی به «معجزه» تعبیر شده است. آنچه که قرآن «آیات» مینامد و آنچه که متکلمین «معجزه» مینامند، به طور مشخص در بسیاری از آیات قرآن نقل شده است. حالا اینها همه از چه نوع است؟ البته آن معجزاتی که خیلی جلب نظر میکند همانهاست که خیلی جنبه خرق عادت دارد مثل اینکه پیغمبری به نام موسی- قرآن نقل میکند- میآید و عصای خودش را القاء میکند و این عصا تبدیل به یک اژدها میشود. این میشود آیت موسی یا به تعبیر متکلمین میشود معجزه موسی؛ یا پیغمبرانی که باز به نص قرآن مجید از غیب خبر میدادهاند یعنی از چیزی که از راه عادی هیچ کس نمیتوانست اطلاع پیدا کند آنها اطلاع داشتند و خبر میدادند (وَ أُنَبِّئُکمْ بِما تَأْکلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیوتِکمْ) [١] که آیات در این زمینه زیاد است. اینها را باید از قرآن جمع و ذکر کنیم؛ و یک سلسله آیات دیگر و شواهد دیگر.
بالأخره مسأله معجزه (به اصطلاح متکلمین) در قرآن مطرح است. معجزه چیست؟ اصلا معجزه ممکن است یا ممکن نیست؟ اولا چیست و بعد آیا ممکن است یا ممکن نیست؟ یعنی اول معجزه را باید تعریف کنیم، بعد ببینیم ممکن است یا ممکن نیست؟ مرحله سوم، آیت بودن و طرز دلالت آن است؛ یعنی فرضا معجزه را قبول کردیم، ممکن دانستیم و فرضا توجیهی هم کردیم (معنی کردیم، بعد ممکن هم دانستیم و حتی قبول کردیم که واقع هم میشود) به چه دلیل معجزه به معنی
[١]. آل عمران/ ٤٩.