مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - نزول چیست؟
فوقی نازل شده است به چه اعتبار است؟ این یک فوقیت واقعی است یا اعتباری؟ فوقیت واقعی است برای اینکه آن جهانِ دیگر که جهان ماوراء طبیعت است، واقعا فوقیتی یعنی تسلطی بر این جهان دارد: وَ إِنْ مِنْ شَیءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ [١]. قرآن میگوید هر چه در این دنیا هست از آن دنیا نازل شده (هر چه، نه فقط وحی) چون هر چه در این دنیاست ظلّ آن دنیاست و فیض آن دنیاست و فیض هر چیزی از او آمده، پس او را میگوییم «از»، او را مبدأ میگوییم و این را منتها. پس به این دلیل فوق است که آن جهان جهان دیگری است، جهان مافوق طبیعت است و جهان مافوق طبیعت واقعا هم مافوق طبیعت است به دلیل اینکه این جهان فیضی است از آنجا، ترشحی است از آنجا، و آنچه که در اینجا آمده از آنجا سرچشمه گرفته است. پس چون وحی تماس با سرچشمه هستی این جهان است، از این جهت گفته میشود که از آنجا نازل شده است. پس نزولش هم به این جهت است.
روی همین حسابهاست که من فکر نمیکنم که درباره مسأله وحی با همین مشخصاتی که انبیاء گفتهاند، خواه توجیه حکما را بپذیریم یا نپذیریم، غیر از قولی که در آن قول برای انسان لااقل یک روحی در مقابل بدن قبول کنیم و برای روح هم یک استعداد دیگری غیر از این استعدادها بپذیریم، قول قابل توجیهی باشد؛ یعنی اگر انسان برای بشر یک روح قائل نباشد که آن روح هم یک سنخیتی با جهان دیگر داشته باشد، [به عبارت دیگر] تا ما جهان دیگری قائل نشویم و تا تماسی غیر از این تماسهای طبیعی- که با موجودات طبیعی هست- با جهان دیگر قبول نکنیم، مسأله وحی را به هیچ شکل نمیتوانیم توجیه کنیم.
ما دیگر در مسأله وحی بیش از این در اینجا بحثی نداریم. حد اکثر این است که اگر بخواهیم بحث کنیم یکی در «امکان وحی» بحث میکنیم، یکی هم فرضیهای در توجیه وحی. حرفهای گذشته ما خیال میکنم این دو مطلب را گفت. اما امکان وحی. بعد از اینکه ثابت کردیم خود وحی از نوع هدایت است و ما میبینیم هدایتهایی در غیر انبیاء (وحیهای دیگر قرآن) وجود دارد و حال آنکه از جنبه علمی یعنی از جنبه ساختمان مادی اشیاء قابل توجیه نیست، [بلکه] همین قدر میفهمیم یک نیرویی هست که این [موجود] را به سوی هدفی میکشاند؛ میگویند ادلّ دلیل بر امکان شیء وقوع شیء است؛ وقتی این درجه ضعیفش را ما در نحل (زنبور عسل) به تعبیر قرآن میبینیم (وَ أَوْحی رَبُّک إِلَی النَّحْلِ) [٢] در آنجا چه میگوییم، چگونه آن را توجیه میکنیم؟ وقتی در آنجا وقوع دارد پس ما دلیل نداریم که بتوانیم نفی کنیم و بگوییم درجه بالاترش در پیغمبران وجود
[١]. حجر/ ٢١.[٢]. نحل/ ٦٨.