مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٧ - عنصر سوم در کتاب « ذره بی انتها »
استاد: آنچه فرمودند، یک مقدارش مربوط به نقش کتاب راه طی شده بود و اینکه نگارش این کتاب روی چه نظری بوده است. اینها که البته مورد قبول است و تا حدودی که من سراغ دارم این کتاب در میان همان افرادی که منکر و ضد دین بودهاند اثرهای خیلی خوبی داشته، یعنی در واقع توجیه کننده بوده و نقش مفید و مثبتی داشته است. اما در عین حال اگر در یک سطح دیگری انتقادی داشته باشد خود آقای مهندس هم البته [اصراری] ندارند و همین طور که گفتهاند [روح را] انکار نکردهاند. دیگر لزومی ندارد راجع به فلسفه این کتاب بحث کنم.
در بیان حضرتعالی، من فقط باید آن موضوع معاد را بالاشاره عرض کنم و تفصیلش را برای بعد گذاشتهام. این که فرمودید در قرآن هیچ وقت از قیامت به عنوان معاد (یعنی عود ارواح به اجساد) یاد نشده، مطلب بسیار خوبی است و از نظر جنابعالی یک فکر ابتکاری است که فرمودید ولی فکر ابتکاریای است که در عین حال خیلی سابقه دارد؛ یعنی عده دیگری همین حرف را در باب معاد زدهاند. مثلا مرحوم مجلسی میگوید: «اجماع همه اهل ادیان است بر عود ارواح به اجساد»، بعد به ایشان اعتراض کردهاند که کجا چنین اجماعی وجود دارد و اصلا ما کلمهای در جایی داریم که عود ارواح به اجساد باشد؟!
من حالا این را میخواهم عرض کنم که با اینکه این کلمه در قرآن نیامده، پس چطور شده این حرف را زدهاند؟ اینها که این حرف را زدهاند از اینجا بوده [١] که گفتهاند قرآن- به دلایلی که ما در جلسات پیش عرض کردیم- معتقد به بقای روح است و در کمال صراحت بیان میکند که انسان در فاصله مردن تا قیامت باقی است، یا متنعّم است و یا معذّب (با اینکه بدنش متلاشی است) و این فاصله را خود قرآن «برزخ» نامیده است. و همان طور که در جلسات پیش گفتیم، این مطلب را به هیچ وجه نمیشود انکار کرد که قرآن نمیخواهد بگوید انسان وقتی مُرد، به کلی فاقد شخصیت و هویت و ادراک و شعور و همه چیز [میشود،] نه متلذّذ است و نه معذّب، هست و هست تا وقتی که در میلیونها یا میلیاردها سال بعد قیامت میآید و آنوقت از نو زنده میشود و در این فاصله واقعا مرده مرده است؛ نه، قرآن این را قائل نیست.
اینها گفتند پس قرآن دو مطلب را بیان کرده: از یک طرف حیات انسان بعد از مردن تا قیامت، و از طرف دیگر زنده شدن جسم متلاشیشده انسان در قیامت؛ از طرفی به موجود زندهای به نام روح (حالا اسم آن را هرچه میخواهید بگذارید) در فاصله مردن تا قیامت قائل است، و از طرف دیگر میگوید همین بدنِ متلاشی شده دومرتبه زنده میشود. آنوقت گفتند: پس جمع میان ایندو لابد باید این طور باشد که منظور قرآن این است که روح به جسم عود میکند؛ چون هرکسی دو
[١]. منشأش را میخواهم بگویم بدون اینکه بخواهم آن را صحیح بدانم.