مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٥ - عنصر سوم در کتاب « ذره بی انتها »
آنها نوشته شده. عرایض الان من از باب ردّ فرمایشات جناب آقای مطهری نیست، بلکه توضیح چند مسأله است که شاید بیانْ ناقص بوده و درست درک نشده. اول دفعه جناب آقای مطهری نیستند که به عنوان ردِ ردِ روح فرمایشاتی میکنند. بنده مکرر مورد ایراد و اعتراض و استفهام قرار گرفتهام، در صورتی که در پاورقی صفحه ١٦١ از چاپ سوم کتاب راه طیشده بنده این طور نوشتهام: «ما اصراری هم نداریم بطلان روح را ثابت کنیم»، نه در کتاب راه طیشده و نه در کتاب مسأله وحی و نه در جاهای دیگر به هیچ وجه در صدد اینکه بطلان روح را ثابت کنیم نبودهایم. اصولا راه طیشده- همان طوری که توجه فرمودند- از زبان بشر است، یعنی مطلب این بوده که ببینیم بشر به عقل خودش چه مقدار از آن راهی را که انبیاء ارائه دادهاند درک کرده و فهمیده است. بنابراین، اساس تمام بحثهای این کتاب باید روی آن چیزی باشد که مورد قبول بشر است، منتها بشر دانشمند امروزی، و این دیگر قابل انکار نیست که علما من حیث المجموع در جهت انکار روح رفتهاند. بنابراین، کتاب راه طیشده نمیتوانست بیاید متکی شود به وجود روح؛ باید برعکس، بگوید شما این طور درک کردهاید که روح به آن معنا که معمولا میگویند، وجود ندارد؛ خوب، حرفی نداریم. اینجا دو مسأله تصریح شده و روی آن اصرار شده است. در صفحه ١٦٠ نوشته شده است: «قرآن مسأله قیامت را اصلا و ابدا متکی بر فرضیه روح نکرده است و در هیچ آیهای گفته نشده است که روح زنده خواهد شد.» مخصوصا اینکه آن زمانی که این کتاب نوشته شد بحبوحه حمله و فشار و شدت تودهایها و ماتریالیستها بود و بسیاری از معلمان ریاضی و علوم طبیعی (تودهای و غیرتودهای) در کلاس درس، و دکتر ارانیها در کتابشان میآمدند با یک دلایلی ریشه فرضیه روح را بکلی میزدند، و در منطق معمولی بسیاری از اهل کلام هم اثبات وجود خدا و اثبات قیامت بر اساس قبول روح بود، که روح را متکلمین ما به عنوان یک مجهولِ معاون ریاضی در نظر میگیرند و میگویند: بله بشر میمیرد و هیچ آثار حیات و حرکتی در او وجود ندارد و تمام استخوانها و اعضاء و احشاء هم پوسیده میشود و از بین میرود ولی مانعی ندارد، چون روح هست و در موقع لزوم حلول میکند و انسان مرده دومرتبه زنده میشود.
وقتی اثبات قیامت روی این حساب باشد، همینکه ریشه روح زده شود، قیامت هم منتفی میشود.
این کتاب برای جوابگویی به تودهایها و ماتریالیستها در آن زمان نوشته شده بود، که میگوییم بسیار خوب، فرض میکنیم به قول شما روح وجود ندارد، اما قرآن که بر پایه قبول روح قیامت را ثابت نکرده است. در قرآن کلمات مآب، قیامت، ساعت و آخرت هست، اما آنچه که بیش از همه میان ما معمول است و به صورت کلاسیک جزء اصول دین و مذهب در کنار