مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩ - طبقه ششم
علاقه خاصی به این زبان نشان میدهد. میگوید اگر مرا به عربی ناسزا گویند بیشتر دوست دارم از اینکه به برخی زبانهای دیگر مرا بستایند.
استادان او معلوم نیست جز یک نفر به نام ابونصر بن علی بن عراقی که ظاهراً همان ابونصر عراقی است که در دربار خوارزمشاه بوده است و معلوم نیست که ابوریحان شاگردانی داشته یا نداشته است.
ابوریحان از کسانی است که عمر نسبتاً طویل (قریب هشتاد سال) یافته و تمام وقتش وقف علم بوده است؛ جز به علم به کار دیگر (وزارت و غیره) نپرداخته است.
او در سال فقط دو روز تعطیل داشته است.
ابوریحان و ابن سینا در حدود سال ٤٠٠ در خوارزم با یکدیگر ملاقات داشتهاند. ابوریحان چند سالی از بوعلی بزرگسالتر بوده و در حدود هیجده سؤال در مسائل فلسفی و غیره- که برخی از آنها اعتراض به ارسطوست- از بوعلی کرده است. بوعلی به آنها پاسخ گفته و تدریجاً کار اندکی به خشونت کشیده است [١]، ولی اهل تحقیق مدعی هستند که این سؤالات بعد از رفتن بوعلی از خوارزم بوده است.
ابوریحان در کتاب الاثارالباقیة آنجا که اشاره به برخی سؤالات خود از بوعلی میکند، از او به عنوان «الفتی الفاضل» (جوان فاضل) یاد مینماید.
ابوریحان به مبانی اسلامی سخت معتقد و پابند بوده است. در نوشتههای خود عموماً مانند یک مؤمن واقعی از دین مقدس اسلام یاد میکند و به تناسب، آیات کریمه قرآن را میآورد. او مخصوصاً احساسات ضد شعوبیگری داشت و در برخی نوشتههای خود سخت از شعوبیگری اظهار تنفر مینماید [٢]. ابوریحان به احتمال زیاد شیعه بوده است.
٣. ابوعلی حسین بن عبد اللَّه ابن سینا، اعجوبه دهر و نادره روزگار. شناختنش یک عمر و شناساندنش کتابی بسیار قطور میخواهد. خودش گزارش زندگی خود
[١]. این بنده قسمتهای فلسفی این پرسشها را بعلاوه برخی پرسشهای دیگر که احتمالًا آنها هم از ابوریحان است مورد بررسی قرار داده و در نشریهای به نام بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی از طرف دانشکده الهیات و معارف اسلامی چاپ شده است.[٢]. برای به دست آوردن اطلاعی ولو اجمالی از کارهای ابوریحان رجوع شود به کتاب بررسیهایی درباره ابوریحان بیرونی نشریه دانشکده الهیات، خصوصاً مقاله آقای مجتبی مینوی و به کتاب نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت تألیف دکتر سیدحسین نصر.