مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٠ - طبقه ششم
را تا حدود سی و پنج سالگی که به گرگان آمده، به تقاضای یکی از شاگردان املاء کرده است و شاگرد معروفش ابوعبید جوزجانی، بعد آن را تکمیل و تا آخرین روز زندگیاش گزارش کرده است. از این گزارشها میتوان تا حدی زندگی عادی و علمی و سیاسی او را به دست آورد. زندگی ناآرام و پرماجرایی داشته و عمری نسبتاً کوتاه. با این عمر کوتاه و این زندگی پرماجرا، اینهمه معلومات و خلق اینهمه آثار حقیقتاً حیرتانگیز است.
عجیب این است که با اینکه ابن ابی اصیبعه و ابن القفطی هر دو متن این دو گزارش را بدون اختلاف ضبط کردهاند، جمله آخر را که مدت عمر شیخ است به اختلاف ضبط کردهاند. بنا بر نقل ابن ابی اصیبعه عمر شیخ ٥٤ سال و بنا بر نقل ابن القفطی ٥٨ سال بوده است. بعضی دیگر (نامه دانشوران) از روی بعض قرائن احتمال میدهند که عمر شیخ ٦٣ سال بوده است.
نکتهای که لازم است گوشزد شود این است که شخصیت بوعلی همه حکمای اسلامی پیش از او را تحت الشعاع قرار داد. بعد از بوعلی، چه در طب و چه در فلسفه، کتابهای او محور بحث و تدقیق و تحشیه و شرح بود.
نکته دیگر اینکه قبل از بوعلی، بغداد مرکز طب و فلسفه بود. بوعلی به بغداد نرفت- پدرش بلخی و مادرش بخارایی است، نیمه اول عمرش در آن حدود گذشته است- به عللی به سوی خراسان و گرگان رهسپار شد و در چند شهر توقفهای کوتاهی کرد. عاقبت در اصفهان و همدان- و بیشتر در همدان- رحل اقامت افکند.
صیت شهرتش طالبان علم و حکمت را از هر سو به سوی او میکشید. شاگردان زیادی تربیت کرد. شخصیت بوعلی در زمان حیاتش و شهرت کتابهایش بعد از خودش- که محور بحث میان اهل فضل بود و متخصصان آن کتب بیشتر در ایران یافت میشدند- سبب شد که مرکز ثقل فلسفه و طب از بغداد به ایران منتقل گشت.
٤. ابوالفرج بن الطیب. این مرد عراقی (و علی الظاهر بغدادی) است. هم طبیب بوده و هم فیلسوف، ولی جنبه طبابتش میچربد. بوعلی که معاصر اوست طبابتش را میستاید، برخلاف فلسفه و حکمت که از این جهت او را به چیزی نمیگیرد [١]. بهطور کلی بوعلی احدی از معاصرین را در فلسفه در نظر ندارد. در ترجمه تتمه
[١]. عیون الانباء، ج ٢/ ص ٢٣٥.