مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - فقهای اهل تسنن
چهار امام اهل تسنن یکی ایرانی، دیگری عرب عدنانی، دیگری عرب قحطانی، چهارمی ایرانی عرب نژاد است.
همچنانکه قبلًا اشاره شد، در طبقه پیشوایان عده دیگر نیز بودهاند که اکنون عملًا مذهبشان منسوخ است از قبیل محمد بن جریر طبری متوفّی در سال ٣١٠ و داود بن علی ظاهری اصفهانی متوفای ٢٧٠. داود بن علی همان است که مکتب ظاهری را در فقه به وجود آورد. این مکتب نوعی اخباریگری و جمود است. ابن حزم اندلسی که نژاد ایرانی دارد اما طرفدار امویهاست و خالی از یک نوع عداوت نسبت به اهل البیت نیست، از نظر فقهی تابع داود بن علی ظاهری است.
گروهی دیگر از فقهای بزرگ اهل تسنن میباشند که بعضی صاحب مکتب و مذهب بودهاند و بعضی نه، برخی ایرانیاند و برخی نه. ما برای این که معیاری از سهم ایرانیان در فقه اهل تسنن به دست داده باشیم عدهای را نام میبریم:
١. محمد بن حسن شیبانی، شاگرد ابوحنیفه، از ملازمین هارون الرشید و متوفّی در سال ١٨٩. این مرد اصلًا دمشقی است. در واسط عراق متولد شد و در سفری که با هارون به ایران میآمد در ری درگذشت و همان جا دفن شد.
٢. ابویوسف، شاگرد دیگر ابوحنیفه و قاضی القضاة مهدی و هادی و هارون، و متوفّی در سال ١٩٢. این مرد ظاهراً نسب به انصار مدینه میبرد.
٣. زفر بن الهذیل، متوفّی در سال ١٥٨. زفر عرب عدنانی است و از پیروان ابوحنیفه به شمار میرود.
٤. لیث بن سعد اصفهانی، فقیه مصر، متوفّی در سال ١٧٥. لیث از صاحبان مکاتب به شمار میرود، گواینکه گفته میشود که پیرو ابوحنیفه بوده است.
٥. عبد اللَّه بن مبارک مروزی. اهل مرو است. شاگرد ابوحنیفه و مالک و ثوری بوده و در سال ١٨١ درگذشته است.
٦. اوزاعی، ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو، متوفای ١٥٧. شاگرد زهری و عطاء بن ابی رباح بوده. ساکن شام بود و پیشوای مطلق شامیان شمرده میشد.
اوزاعی از فقهای صاحب مکتب است. معلوم نیست عرب اصیل یمنی است و یا از اسرای یمن است.
اینها معاریف فقهای اهل تسنن میباشند. غیرمعاریف از حد احصا خارج است.
در میان معاریف در طبقات مختلف افراد ایرانی و غیرایرانی فراوانند.