مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - کتابسوزی ایران و مصر
افراد وجود داشته است و شاید تا دو سه قرن بعد از فتح ایران هم نگهداری میشده است، ولی بعد از فتح ایران و اسلام ایرانیان و رواج خط عربی و فراموش شدن خط پهلوی که آن کتابها به آن خط بوده است، آن کتابها برای اکثریت قریب به اتفاق مردم بلااستفاده بوده و تدریجاً از بین رفته است. اما اینکه کتابخانه یا کتابخانههایی بوده و تأسیسات علمی وجود داشته است و اعراب فاتح هنگام فتح ایران آنها را به عمد از بین برده باشند افسانهای بیش نیست.
ابراهیم پورداود که درجه حسن نیتش روشن است و به قول مرحوم قزوینی با عرب و هرچه از ناحیه عرب است «دشمن» است، دست و پا کرده از گوشه و کنار تاریخ قرائنی بیابد و آن قرائن را که حتی نام قرینه نمیتوان روی آنها گذاشت (احیاناً با تحریف در نقل) به عنوان «دلیل» بر کتابسوزی اعراب فاتح در ایران و بر باد دادن تأسیسات علمی به کار ببرد. بعد از او و تحت تأثیر او افرادی که لااقل از بعضی از آنها انتظار نمیرود که تحت تأثیر این موهوم قرار گیرند از او پیروی کردهاند.
مرحوم دکتر معین از آن جمله است [١]. مرحوم دکتر معین در کتاب مزدیسنا و ادب پارسی آنجا که نتایج حمله عرب به ایران را ذکر میکند متعرض این مطلب شده و بیشتر آنچه آورده از پورداود است. آنچه به عنوان دلیل ذکر کرده عبارت است از:
«١. سرجان ملکم انگلیسی در تاریخش این قضیه را ذکر کرده است.
٢. در جاهلیت عرب مقارن ظهور اسلام مردم بیسواد و امّی بودند. مطابق نقل واقدی، در مکه مقارن بعثت حضرت رسول فقط ١٧ تن از قریش باسواد بودند. آخرین شاعر بدوی عرب «ذوالرمة» باسواد بودن خود را پنهان میکرد و میگفت قدرت نوشتن در میان ما بیادبی شمرده میشود [٢] ٣. جاحظ در کتاب البیان والتبیین نقل کرده که روزی یکی از امرای قبیله قریش کودکی را دید که به مطالعه کتاب سیبویه مشغول است. فریاد برآورد که «شرم بر تو باد! این شغل آموزگاران و گدایان است». در آن روزگار آموزگاری یعنی تعلیم اطفال در میان عرب بسیار خوار بود زیرا حقوق
[١]. مرحوم دکتر معین هنگامی که کتاب خدمات متقابل تألیف میشد (١٣٤٩) به حال سکته و در قید حیات بود و اکنون که این فصل یعنی فصل «کتابسوزی» الحاق میشود (١٣٥٧) ٧ سال است که درگذشته است، غفراللَّه له.[٢]. نقل از تجلیات ایرانی، ص ٣٦ و ٣٧.