مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩ - مزدَیسنا و ادب پارسی
عشق «جایی است کان را نام نیست»، و پیر مغان که گوینده ایرانی درمان دردش را در دست او میداند، آن سفیدپوشان پنام بند و برسم به دستِ آتش زیرورو کن که وقت خود را در بیهودهترین و خرافهترین کارهای جهان تلف میکنند نمیباشد؛ آن پیر مغان همان سالک راه و ولی ارشادکننده است که ایرانی در دوره اسلامی پس از آشنا شدن با مفاهیم عالیه انسانی و عرفانی اسلامی با آن آشنا شده است.
اما آنها که پورداود از آنها به پیر مغان تعبیر میکند، قرنهاست که ایرانی به آنها تیپا زده و از محیط ایران بیرونشان افکنده است. اشتباه است که بگوییم دست کسی به دامان آنها نمیرسد؛ دست آنها به دامن ایران و ایرانی نمیرسد و اگر دست هیچ کس به دامان آنها نمیرسد، دست آقای پورداود که خوب به دامان آنها رسید؛ سالیان دراز با پول سرشار آنها که از جیب ملت ستمدیده هند در اثر سازش با استعمار انگلستان به دست آوردهاند متنعم بود، از پشت به ملت نجیب و شریف ایران خنجر میزد و میخواست از نو دست و پای این ملت را به زنجیرهای پوسیده آتشدان و برسم و برسمچین و هومه و غیره ببندد.
متأسفانه آقای دکتر معین- که مورد علاقه و احترام ما هستند و در سالهای آخر سلامت ایشان که احیاناً توفیق مصاحبت دست میداد، ایشان را مرد دور از انصافی نمیدیدیم و به اصول و شعائر اسلامی علاقهمند مییافتیم- در این کتاب تا حدود زیادی تحت تأثیر پورداود قرار گرفتهاند و هدف او را تعقیب کردهاند و احیاناً در دفاع از زردشتیگری از اسلام مایه میگذارند.
مثلًا در صفحه ٧٦ کتاب که راجع به تاریخی یا موهوم بودن زردشت بحث میکنند میگویند:
«بعضی از دانشمندان مانند هوسینک فرضیهای اظهار کردهاند مبنی بر اینکه زردشت کاملًا وجودی موهوم است (نظیر رستم و زال و اسفندیار.»
بعد ایشان میگویند:
«باید دانست که موهوم بودن شخصیت فرد فرد پیامبران و پیشوایان دین از طرف اشخاص مختلف اظهار شده.»
و در پارقی میگویند:
«حتی راجع به عیسی و محمد صلی الله علیه و آله.»
خیلی عجیب است که کسی واقعیت تاریخی زردشت را با رسول اکرم صلی الله علیه و آله