مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - مزدَیسنا و ادب پارسی
مقایسه کند، یا فرضیه علمی یک دانشمند را درباره زردشت به سخنی که احیاناً یک فردی (اگر چنین فردی وجود داشته است) به عنوان دشنام به مسلمین درباره رسول اکرم صلی الله علیه و آله گفته باشد مقایسه نماید.
در صفحه ٢٧٣ که درباره احترام و قداست آتش بحث میکنند، میگویند:
«در ادیان آریایی مثل برهمنی و زردشتی و همچنین در کیشهای سامی مانند یهودی و عیسوی و اسلام و حتی در میان بت پرستان افریقا آتش دارای اهمیتی خاص است.»
من نمیدانم ایشان که در یک خانواده اصیل مسلمان بزرگ شدهاند و خود اهل کتاب و مطالعه بودهاند، در کجای اسلام احترام به آتش را پیدا کردهاند؟ آنچه در قرآن است این است که جن و شیطان از آتش آفریده شدهاند و آدم از خاک؛ آدم خاکی به درگاه قرب الهی بار یافت و شیطان آتشی از درگاه رانده شد.
در صفحه ٤١٥ پس از بحث زیاد درباره فر ایزدی میگویند:
«طبق مندرجات «زامیادیشت»، «فر» فروغی است ایزدی، به دل هر که بتابد از همگنان برتری یابد. از پرتو این فروغ است که شخص به پادشاهی رسد، شایسته تاج و تخت گردد، آسایش گستر و دادگر شود و همواره کامیاب و پیروزمند باشد، و نیز از نیروی این نور است که کسی در کمالات نفسانی و روحانی کامل گردد و از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شود.»
در صفحه ٤٢٠ میگویند:
«طبق مندرجات اوستا (زامیادیشت، بندهای ٣٣، ٤٠) «فر» را به صورت مرغ و عقاب تصور میکردند.»
و در ذیل همین صفحه داستانی را که قبلًا نقل کردیم که چگونه فر ایزدی را در شکل یک «بره» به دنبال اردشیر میدواندند نقل کردهاند.
در عین حال در صفحه ٤١٥ برای اینکه این خرافه را معقول جلوه دهند کوشش میکنند که مفهوم آن را با مفهوم کلمه «سلطان» در قرآن مجید تطبیق دهند و حال آنکه کلمه سلطان به هیچ وجه با این مفهوم خرافی منطبق نیست. سلطان در قرآن یا به معنی «قدرت و تسلط» استعمال شده است یا به معنی «دلیل و حجت» که منشأ غلبه و قدرت و تسلط است، و حتی در مورد تسلط شیطان بر انسان نیز به کار