مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - ٢ اصلاحات زردشت
معتقدات آریایی این است که برای این گیاه درجه خدایی قائل بودند.» [١]
زردشت این خرافه را منسوخ ساخت ولی بار دیگر این خرافه در دوره ساسانی احیا شد و جزء سنن زردشتی قرار گرفت. میگویند در اوستا ی ساسانی در «هوم یشت» (یسنای ١٠ بند ٨) چنین آمده است:
«آری همه میهای دیگر را خشم خونین سلاح در پی است، اما آن می «هوم» را رامش راستی همراه است. مستی «هوم» سبک سازد. هر آن مردمی که هوم را چون پسر (فرزند) خردسالی نوازش کنند هوم، خود را برای آنان آماده ساخته به تنشان درمان میبخشد.»
بار دیگر برگردیم به مسأله اصلاحات زردشت. در کتاب تاریخ ادیان تألیف جان ناس، ترجمه علی اصغر حکمت مینویسد:
«خیر و صواب از مد نظر عملی زردشت آن است که زمین را کشت و زرع کنند و غلات و سبزیجات بپرورانند، گیاهان مضره و علفهای هرزه را ریشه کن سازند، اراضی بایر را آباد کنند و زمینهای خشک را آب دهند، جانوران سودمند و بویژه گاو را که برای کشاورزی حیوانی مفید است به مهربانی و شفقت نگاه دارند و علوفه دهند. خلاصه آنکه آدم خوب و خیر همیشه راستگو و از دروغ بیزار است، برخلاف آدم بد و شریر که خلاف این اعمال را پیشه خود میسازد و ابداً پیرامون عمل کشاورزی و زراعت نمیگردد، زیرا انگرامئنیو (روان پلید) همیشه با اعمال فلاحتی سودبخش دشمن است.»
و هم او مینویسد:
«زردشتیان قدیم در مناجاتهای خود میگفتهاند: من دیو را دشمن میدارم و مزدا را میپرستم. من پیرو زردشت هستم که دشمن دیوان و پیامبر یزدان بود، روانهای مقدس «امشاسپندی» را میستایم و نزد خداوند دانا پیمان میبندم که همیشه نیکی و نیکوکاری پیشه کنم، راستی را برگزینم، با فره ایزدی بهترین کار را در پیش گیرم، در باره گاو که از عطاهای خیر فرد است مهربان باشم، قانون عدالت و انوار فلکی و پرتوهای آسمانی که منبع
[١]. مَزْدَیسْنا و ادب پارسی، ص ٤٩ و ٥٠.