مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - ٣ تحولات عقاید آریایی پس از زردشت
پ. ژ. دو مناشه میگوید:
«با وجود اصلاحات اساسی زرتشت، مجدداً مذهب افسانه آمیز قدیم پدیدار شد و حتی زردشت را نیز از خود دانست و «گاتها» را به تشریفات مربوط به «هئومه» که با آن مغایرت داشت ضمیمه نمود. به این طریق خداوند بزرگ اهورامزدا با معصومین جاویدان و خدایانی که دین مزدا آنها را به کنار رانده بود همردیف گردید.» [١]
پورداود و دکتر معین نیز اعتراف دارند که اوستا ی عهد ساسانی با اوستا ی اصلی فرق فاحش دارد و اوستا ی ساسانی تعلیمات خرافاتی قبل از زردشت را تجدید نموده است؛ مدعی هستند که:
«آیین حقیقی و اصلی زرتشت را باید از گاتاها جست، چه بعدها به مرور تصرفاتی در آن کردند و بخصوص آیین زرتشتی دوره ساسانی از مبدأ خود بسیار دور گردید.» [٢]
گاتها که مورد استناد پورداود و دکتر معین است، قسمتی از یسناست و یسنا یک جزء از پنج جزء اوستا ی ساسانی است. گاتاها از لحاظ تاریخی و انتساب به زردشت معتبرترین قسمتهای اوستا ست. قرائن زیادی در دست محققان است که همه یا قسمتی از گاتها که به صورت شعر و مناجات ادا شده، سروده خود زردشت است و هم معقولترین همه آنهاست؛ خرافاتی که در سایر قسمتها دیده میشود در آنجا نیست یا کمتر است و احیاناً ضد آنهاست. کسانی که زردشت را موحد میدانند، به مندرجات گاتاها استناد میکنند و سایر قسمتهای اوستا را الحاقی میدانند.
به هرحال در این جهت شکی نیست که دین زرتشت در دورههای بعد خصوصاً دوره ساسانی، چه از نظر اصول عقاید و چه از نظر احکام و مقررات به پستی گراییده است. چه دلیلی بهتر از این که «اهورامزدا» در دورههای بعد شکل و شمایل پیدا کرده و مجسمهاش همه جا دیده میشود.
قبلًا گفتیم که زردشت آنچنانکه به او نسبت میدهند به مفهوم خدای مجرد
[١]. تاریخ تمدن ایرانی، به قلم جمعی از خاورشناسان، ترجمه جواد محیی، ص ٩٤. ایضاً همان کتاب، ترجمه دکتر عیسی بهنام، ص ٨٩.[٢]. مزدیسنا و ادب پارسی، ص ١٩٨.