فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥ - احتمالات درباره آیه سوره حجرات
منبر میگویند. وقتی میخواهند یک روضهای بخوانند و زبان حال بگویند، چون چیزی را از زبان حضرت اباعبد اللَّه میگویند که خود ایشان نگفتهاند، میگویند که «جا داشت که حضرت بفرماید چنین». یک منبری بالای منبر تا گفت «جا داشت که بفرماید» آقایی نشسته بود گفت اگر جا داشت میگفت، پس وقتی نگفته معلوم میشود جا نداشته، فضولی نکن بیا پایین (خنده استاد و حضار). چون خودشان نگفتهاند جا نداشته که بگویند و الّا خودشان میگفتند، پس تو هم فضولی نکن. حالا آیه اگر اینجور گفته بود معنایش این میشد. مثل این است که بگوییم جا داشت که آیه چنین بفرماید: «انّا خَلَقْناکمْ ذَکراً وَ انْثی» اما آیه که اینجور نگفته. آیه میگوید: انّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ انْثی.
بعلاوه گفتیم که این معنا با فلسفه تعالیم اسلامی اساساً جور در نمیآید یعنی اگر ما مطلب را به این شکل بپذیریم باید اسلام را آنچنان بپذیریم که مسیحیتْ امروز دین را میپذیرد یعنی یک امری در حاشیه زندگی که نه به اصول افکار و عقاید مردم کار دارد و نه به اصول منش و اخلاق و روحیه مردم و قهراً نه به اصول راه و رفتار مردم. آنوقت حریت فکر و عقیده هم همان معنایی میشود که امروز فرنگیها میگویند که خود دین هم میگوید هرکسی هر فکری میخواهد داشته باشد همان خوب است، هرکسی هر شخصیت اخلاقی میخواهد داشته باشد همان خوب است، هرکسی هر راهی در زندگی میخواهد انتخاب کند همان خوب است، فقط مزاحم دیگران نباش.
الآن اغلب این فلسفههای اجتماعی [میگویند] تو هر فکری میخواهی داشته باش همان برای تو خوب است، هر شخصیت اخلاقی میخواهی داشته باش همان برایت خوب است، هر عملی هم میخواهی داشته باشی برایت خوب است، فقط یک قید بیشتر نداری؛ تو آزادی (واقعاً و طبیعتاً) در هر فکری، در هر خُلقی، در هر عملی مگر در آن چیزی که آزادی دیگری را محدود کند. این را یک فکر خیلی مترقی حساب میکنند و میگویند اعلامیه حقوق بشر چنین گفته است، در صورتی که یکی از چرندترین حرفهای دنیا همین حرف است. این معنایش بیهودگی انسان است، پوچ بودن انسان است، فطرت نداشتن انسان است، برنامه واقعی و تکوینی نداشتن انسان است. اصلًا معنایش انسان نبودن انسان است، معیار نداشتن انسان است، چون انسانیت به همان فکر و عقیدهاش است، به آن خلق و خویاش است، به آن راه و روشش است. اینکه «تو هرچه که میخواهی باشی باش، فقط مزاحم دیگران نباش» یعنی انسانیت هیچ؛ هر که هرچه شد و هرچه فکر کرد همان خوب است، هر که هر جور بود و به اصطلاح هر بودنی داشت همان خوب است، هر راهی