فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩ - فرق ضرورت ناشی از اختیار و ضرورت حاکم بر اختیار
مسئله انتخاب حق از نظر قرآن یک چنین چیزی است. چون حق یک امری است که در فطرت و سرشت انسانها هست پس اگر حق را مردم انتخاب میکنند به حکم سرشت حق جوی خودشان انتخاب میکنند، نه اینکه یک قوه جابرهای میآید آنها را مجبور میکند. ولی آن آقایان میگویند ابزار تولید اصلًا تشخیص را از انسان میگیرد، او برای تو تشخیص میسازد نه اینکه تو با تشخیص خودت این گونه انتخاب میکنی. ما میگوییم عقل و تشخیص در ماورای این واقعیت وجود دارد ولی به حکم اینکه انسان همیشه بهتر را انتخاب میکند آن را انتخاب میکند. او میگوید نه، ابزار تولید هرطور باشد تشخیص تو را همانطور میسازد، اصلًا تو از خودت تشخیص نداری که انتخاب کنی، او برایت انتخاب میکند، حتی تشخیص را هم او برای تو انتخاب میکند.
- در مورد ضرورت ناشی از انتخاب انسان آیا نمیشود گفت ممکن است باطل آنقدر از نظر تبلیغات قدرت پیدا کند که مثلًا در آن مثال اتوبان، آن که منافعی در آن جاده قدیم دارد آنقدر تبلیغات کند که کسی از آن اتوبان نرود؟
استاد: احسنت. ممکن است این کار بشود ولی برای یک مدت موقت نه برای همیشه. این مسئلهای که میگویند همگان را برای همیشه نمیشود فریفت، همین است و حرف درستی است؛ یعنی یک نفر را برای یک عمر میشود فریفت، همگان را هم برای یک مدت موقت میشود فریفت، ولی همگان را برای همیشه نمیشود فریفت. فرض کنید سیگار سرطانزا باشد. ممکن است آن سرمایه دارهایی که از سیگار استفاده میبرند که اگر الآن این مطلب اعلام شود اینها ورشکست میشوند، برای مدتی مثلًا به آن پزشکان پول بدهند یا به دولتها رشوه بدهند و نگذارند مردم متوجه شوند. اما آنها خودشان هم میدانند که این کار برای همیشه میسر نیست. مدتی [وضعیت را به همان حال] نگه میدارند که دست و پایشان را جمع کنند بعد دنبال کار و رشته دیگری را بگیرند، آنوقت اگر اعلام شد مانعی ندارد. نمیشود برای همیشه همگان را فریفت. این خودش همان معنای نیروی حق است.
آیه دیگر. سوره مائده، آیه ٥٤ که از اینها هم شاید صریحتر است. میفرماید: