فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - جامعه و نظریه فطرت
مردم و نسبت به آن مردم اخلاق باشد ولی در شرایط زمانی دیگر و برای مردم دیگر اخلاق نباشد ضد اخلاق باشد. یا در یک محیط یک امر اخلاق باشد و در محیط دیگر امر دیگری که کاملًا ضد آن است اخلاق باشد. البته واقع مطلب این است که اخلاق را بهطور کلی نسبی دانستن مساوی با انکار اخلاق است، که فعلًا این بحث برای ما مطرح نیست.
آنوقت برای انسان از نظر وجود اجتماعی یا بگوییم از نظر جامعه انسان هم همین مسئله مطرح است. آن کسانی که درباره اخلاق یک نوع اطلاق قائل هستند مدعی هستند که اصولی کلی و ثابت که به منزله مدارهای انسانیت است معیارهایی است که همه انسانها باید براساس همین معیارها ساخته شوند و بیرون از این معیارها بودن ضد انسانیت است. یا به تعبیر دیگر: خود انسانیت یک امر نسبی نیست (چون اخلاق یعنی انسانیت، در مقابل حیوانیت) یعنی اینچنین نیست که مثلًا در چند هزار سال پیش موسی بودنْ اخلاقی بود و فرعون بودن ضد اخلاق، ولی بعد وضع عوض بشود، فرعون بودن اخلاق بشود و موسی بودن ضد اخلاق. در هزار و چهارصد سال پیش ابوذر بودن اخلاق باشد و معاویه بودن ضد اخلاق، یعنی ابوذر بودن انسانیت باشد و معاویه بودن ضد انسانیت، بعد از این مدت قضیه برعکس شود، معاویه بودن انسانیت باشد وابوذر بودن ضد انسانیت. نه، انسانیت مثل یک کادری است که انسان با این کادر باید پرورش پیدا کند. خیلی چیزها تغییر پیدا میکند ولی انسانیت عوض نمیشود که روزی انسانیت یک چیز باشد روز دیگر چیز دیگر باشد. بله، در انسانیت ممکن است که کسی کاملتر باشد ولی این معنایش خروج از آن کادر معین نیست. از زمانی که انسان روی زمین آمده است، از همان آدم و فرزندانش هابیل و قابیل، آن منطق هابیل بودن منطق انسانیت است و منطق قابیلی منطق ضد انسانیت است؛ اینکه دو نفر یک عمل را انجام بدهند، عمل یکی صحیح و درست و مقبول از آب دربیاید و دیگری کار خودش را ناصحیح انجام بدهد، بعد حسادت ببرد به آن کسی که کار صحیح انجام داده و بگوید تو چرا کار صحیح انجام دادی، تو میبایست مثل من بد انجام بدهی که با همدیگر برابر باشیم، حالا [که] تو کار صحیح انجام دادی [و] نتیجه این شده که تو از من پیش افتادی و من از تو عقب افتادم من تو را میکشم. اذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ احَدِهِما وَ لَمْ یتَقَبَّلْ مِنَ الْاخَرِ قالَ لَاقْتُلَنَّک قالَ انَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ [١]. هابیل به قابیل گفت: خدا که در اینجا تبعیض قائل نشده که عمل یکی را
[١] مائده/ ٢٧.