فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - اختلاف استعدادها
تعیش انسان. آیهای است در سوره اعراف که میفرماید: وَ لَقَدْ مَکنّاکمْ فِی الْارْضِ وَ جَعَلْنا لَکمْ فیها مَعایشَ [١] ما شما را در زمین مستقر کردیم، متمکن کردیم، یعنی شما را به گونهای خلق کردهایم که مسلط بر زمین هستید و متمکن در اینکه در زمین تصرف و بهره برداری کنید، و برای شما در زمین معایشی (معیشتهایی) قرار دادهایم. معلوم است که مقصود از این معیشتها این نیست که مثلًا یک غذای آمادهای آنجا قرار دادهایم یا پولی در آنجا هست، بلکه مقصود این است که ما در زمین استعدادهایی قرار دادهایم که وسیله تعیش شماست، مثل اینکه به زمین امکان زراعت، امکان محصول زراعی دادن [دادهایم،] در زمین یک سلسله معادن خلق کرده و آفریدهایم، در زمین امکان اینکه شما از این مواد زمینی برای خودتان مساکن بسازید قرار دادهایم، در داخل این زمین آبهایی قرار دادهایم که شما میتوانید با ناخن زدن به این زمین این آبها را برای خودتان جاری کنید.
اختلاف استعدادها
اینجا که میگوید: نَحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعیشَتَهُمْ [٢] (ما معیشت را در میان شما تقسیم کردهایم) اگر تقسیم تقسیم تکوینی باشد- که ظاهر هم همین است- یعنی انسانها از نظر امکانات تکوینی معیشتی با یکدیگر مختلف آفریده شدهاند. باز همان مسئله اختلاف است. یعنی چه مختلف آفریده شدهاند؟
یعنی مردم از نظر امکانات معیشتی، یکسان و یک شکل و یکنواخت آفریده نشدهاند، متفاوت و مختلف آفریده شدهاند. مثلًا از نظر جسمانی. میبینید یک فرد با بازوهای قویتر است و یکی ضعیفتر. از نظر فکری و هوشی: یک کسی با استعدادتر است یک کسی کم استعدادتر. همینطور از نظر ذوقی و فنّی. انواع اختلافها و استعدادها در افراد مردم هست. مثلًا یک کسی استعداد کار کشاورزی را بیشتر از دیگران دارد. یک کسی استعداد صنعتی را بیشتر از دیگران دارد. آن که استعداد صنعتی بیشتر دارد بسا هست که استعداد کشاورزیاش کمتر است. باز آن که استعداد کشاورزیاش بیشتر است استعداد صنعتیاش کمتر است. یک کسی استعداد کارهای نظامی را دارد، یک کسی استعداد کارهای سیاسی را دارد، یک کسی استعداد کارهای ادبی را دارد، یک کسی استعداد کارهای فلسفی را دارد. البته همه استعدادها در همه افراد هست ولی در همه افراد
[١] اعراف/ ١٠.[٢] زخرف/ ٣٢.