فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - الف باطل به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند
به دست بیاورید نیز همینطور است، یعنی فلزاتی مثل طلا را که در کورهها قرار میدهند و میگدازند، زائدههایی- که عرب به آنها زَبَد (کف) میگوید- از اینها بیرون میآید که روی آن فلز را میگیرد. این هم عیناً مثل آن است. بعد، قبل از اینکه نتیجه بگیرد میفرماید: کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ اینچنین خدا میزند حق و باطل را. بعضی مفسرین گفتهاند یعنی اینچنین خدا مَثَل حق و باطل را میزند. ولی چنین نیست، چون- همین طوری که برخی مفسرین گفتهاند-«کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ» بعدش میآید.
«یضْرِبُ» اینجا به معنای «یثَبّتُ» است، یعنی همان نحوه وجودی که آب و کف یا فلز و کف دارد حق و باطل هم این گونه وجود دارد، یعنی خدا اینچنین نمود میبخشد. خدا اینچنین به حق و باطل تحقق میبخشد، یعنی همان تحققی که به سیل و کف بخشید و به فلز و کف آن بخشید، به حق و باطل هم اینچنین نمود میبخشد.
بعد وارد نتیجه گیری میشود: فَامَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً اما آن کف از بین میرود و نابود میشود.
وَ امّا ما ینْفَعُ النّاسَ فَیمْکثُ فِی الْارْضِ اما آنچه که نافع به حال مردم است باقی میماند و در زمین مکث میکند. بعد میفرماید: کذلِک یضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ اینچنین خداوند مَثَلها را بیان میکند، یعنی اینچنین حقایق را به صورت این مثالها و امر محسوس و دیدنی برای بشر متمثّل میکند. هیچ مفسری شک ندارد که این مَثَل، مَثَل حق و باطل است.
سه نکته موجود در آیه
الف . باطل به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند
در این مثَل سه نکته خیلی خوب و واضح و روشن وجود دارد. یکی اینکه باطل به طفیل حق پیدا میشود و نیز با نیروی حق حرکت میکند یعنی نیرو مال خودش نیست، آن نیرو اصالتاً مال حق است. کف که روی آب هست، این نیروی کف نیست که دارد او را حرکت میدهد، نیروی آب است که دارد او را حرکت میدهد. اگر معاویه در عالم پیدا میشود و آن همه کارهای باطل میکند، آن نیروی اجتماعی را معاویه به وجود نیاورده بود. الآن هم ماهیت واقعی نیرویی که دارد کار میکند نیروی معاویهای نیست یعنی در بطن جامعه و در آنچه که ستون فقرات جامعه را تشکیل میدهد ماهیت معاویهای نیست، باز هم خدا و پیغمبر و ایمان و قرآن و معنویت است ولی معاویه بر روی این نیرو سوار شده. همچنین