فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - معنی ایمان
فلسفۀ تاریخ، ج ٤، ص:٢٦٤
که توحید مفهوم مذهبی دارد، یعنی یگانه پرستی، خدای یگانه را پرستیدن و غیر او را نپرستیدن، شرک نیز مفهوم مذهبی دارد، یعنی برای خدا شریک در پرستش قائل شدن.
ولی اینجا نکته دقیقی هست و آن این است که آیا معنی مشرک این است که انسان در پرستش خودش دو معبود دارد که با یکدیگر شریکند؟ ابتدا همینطور در ذهن انسان میآید. آیا اشراک لِلَّه به معنای این است که در عبادتها غیر خدا را با خدا شریک میکنند، یعنی در عبادت موحد و یکجهته نیستند، دل به دو سو دارند، دوجهته و دوسویی هستند، هم خدا هم غیر خدا؟ البته ممکن است در مواردی اینطور هم باشد ولی آیا اصلًا معنی شرک همین است؟ یا نه، اینکه قرآن مشرک را مشرک مینامد نه به دلیل این است که دوقطبی فکر میکند، دو هدفی است، دو جهتی است، نیمی از دلش به طرف خداست و نیمی به طرف غیر خدا، بلکه در واقع شرکی که قرآن میگوید جانشین سازی است، یعنی به جای خدا غیر خدا را قرار دادن. معنای اینکه با خدا در عبادت شریک قرار میدهد این نیست که حتماً دو موجود را عبادت میکند: خدا و غیر خدا، از این جهت به او مشرک گفتهاند، بلکه شریک قرار دادن به معنی این است که در یک شأن از شئون خدا که معبودیت است، غیرخدا را شرکت داده. به اعتبار اینکه در یکی از صفات خداوند موجود دیگری را به جای خدا قرار داده، شرک گفتهاند، و الّا اصلًا خدا را نمیپرستد، نه اینکه خدا و غیر خدا را میپرستد، به این اعتبار به او «مشرک» میگویند.
همان مشرکین زمان قرآن و مشرکین دیگر، غالب آنها [١] اساس حرفشان این بود که میگفتند خالق و آفریننده اللَّه است و او ربّ الارباب هم هست ولی او را نباید پرستش کرد، این ارباب دوم را یعنی آنهایی که خدا کارها را به آنان تفویض کرده و به جای خدا کارگردان عالم هستند باید پرستش کرد. آنها را پرستش میکردند و اصلًا اللَّه را پرستش نمیکردند. مشرکین عرب همه پرستششان پرستش بتها بود نه اینکه نیمی از پرستششان پرستش خدا بود و نیم دیگر پرستش بتها.
بنابراین مشرکین هم از نظر گرایش عبادتی موحد بودند اما به این معنا موحد بودند که غیر خدا را به جای خدا قرار داده بودند. این معنی شرک در قرآن است که غالباً این گونه است.
البته در مواردی اینطور بوده که چون خود اللَّه را قبول داشتند وَ ما کانَ لِلَّهِ فَهُوَ
[١] بعضی از آنها اصلًا مشرک نبودند.