فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - هدف اصلی انبیا
در همان جا هم متوقف بشود به یک درجهای رسیده، ولی البته ارزش نهایی مال آن درجه بالاتر است. اگر به این حد بماند ناقص مانده، یعنی درجات کمال را به حد نقصان طی کرده است.
- سؤالی که اینجا پیش میآید این است که اگر واقعاً آن عدالت در جامعه استقرار پیدا نکند نباید افراد حتی به صورت منفرد و خاص به آن مراتب اعلی برسند.
استاد: اینطور نیست. «نباید» را در امور اجتماعی مثل مسائل ریاضی نمیشود در نظر گرفت.
وقتی میگوییم این امر «نمیشود» یعنی به حد اعلی و خوب نمیشود، صد درصد نمیشود. قضیه را باید به شکل آماری و درصد حساب کرد. اگر عدالت نباشد، در جامعه ممکن است که نود و پنج درصد [افراد به خدا] نرسند ولی افراد استثنایی برسند. ولی این دلیل نمیشود که چون یک عده افراد استثنایی میرسند پس عدالت وسیله نیست. اگر شما ارزشهای انسانی را برقرار کنید نود و پنج درصد میرسند و یک عده افراد استثنایی نمیرسند. اما اگر اینها را برقرار نکنید نود و پنج درصد نمیرسند و پنج درصد (افراد استثنایی) میرسند. معنی مقدّمی بودن در مسائل اجتماعی این است. در مسائل اجتماعی که «صد درصد» معنی ندارد.
- درباره بحث فطرت این سؤال را داشتم که آیا فطریات متعددند یا واحد؟
استاد: البته خودش یک مسئلهای است که مطرح است، ما هم این مسئله را مطرح کردهایم و آن این است که آیا انسان ابعادی دارد؟ یعنی آیا وجود انسانی انسان ابعاد متعدد است یا یک بعد واحد است و ابعاد دیگر همه از آن یک بُعد منشعب میشود؟ از نظر عرفا- و حق همان است- انسان یک فطرت اصلی بیشتر ندارد و همه آن فطرتهای دیگر از اینجا منشعب میشود. فطرت اصیل همان است که میگویند انسان کمالِ مطلق خواه است. البته به یک فطرت بالذات و یک فطرت بالعرض قائل هستند. فطرت بالعرض آن فطرتی است که ناشی از این فطرت است. انسان، بالذات، آنچه که در عمق ذاتش در جستجوی آن است رسیدن به کمال مطلق است و به هر درجهای از کمال که برسد آرام