فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٧ - هدف اصلی انبیا
مفاهیم دینی را خودشان اختراع کردند چون دیدند به این وسیله میشود جامعه را اصلاح کرد.
عده دیگر میگویند نه، اینها حقیقت است ولی خدا را بشناسیم یا نشناسیم چه اثری برای ما یا برای خدا دارد، برای هیچ کدام اثری ندارد. پیغمبران این شناختها را- که شناختهای واقعی هم هست- مطرح کردند برای اینکه به آن مقاصد عملی خودشان برسند. اینها حقیقت است ولی عرضه کردن این حقیقتها برای این بوده که اینها یگانه وسیله اصلاحات بوده است. بنابراین هدف اصلاحات است و بس. لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمیزانَ لِیقومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ [١]. پس اگر یک جای دیگر هم دارد کهای پیغمبر رَبَّک فَکبِّرْ [٢]. وَ داعیاً الَی اللَّه [٣] و از این قبیل، از باب این است که اینها وسایلی هستند برای این هدف. بنابراین آن معارف هیچ ارزش ذاتی ندارد ارزش مقدِّمی دارد. ارزش حقیقی دارد یعنی حقیقت است ولی دانستن این حقیقتها فی حد ذاته برای انسان فایدهای ندارد.
نظریه دیگر درست نقطه مقابل این دو نظریه است و آن این است که اساساً هدف اصلی انبیا همان مسئله رابطه برقرار کردن میان بشر و خداست و اصلًا سعادت و کمال بشر و کمال انسانیت فقط و فقط در آشنایی با خدا و در ارتباط با اوست، و نیز رسیدن بشر به این کمال موقوف به [برقراری عدالت] است. بشر زندگی اجتماعی دارد و دنیا به منزله مکتب و مدرسهای است برای این پرورش و تربیت. این مدرسه باید باقی بماند. وقتی یک کودک میخواهد تحصیل کند تا به مقامات علمی برسد مدرسه لازم است. این مدرسه احتیاج به نظامات و نظامنامهها دارد تا او درس بخواند. باید نظام زندگی نظام عادلانهای باشد تا بشر بتواند در دنیا زندگی آرامی داشته باشد برای اینکه به آن عرفان و معنویت خودش برسد. پس عدالت و اخلاق و راستی و درستی و مانند اینها هیچ ارزش ذاتی ندارد و فقط ارزش مقدّمی دارد یعنی اگر آن هدف را در نظر بگیریم اینها برای بشر فی حد ذاته کمال نیست، چنانکه بودنِ در مدرسه یا نظامات مدرسه خودش ارزش ذاتی ندارد، فقط این است که وقتی این نظامات باشد بچه بهتر درس میخواند. اگر این جنبه
[١] حدید/ ٢٥.[٢] مدّثّر/ ٣.[٣] احزاب/ ٤٦.