فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - « دین » در قرآن
شما (اسلام) را تکمیل کردم اکنون دیگر یک دین پسندیده خداست چون تمام آنچه که باید به شما برسد [رسیده است؛] یک امر ناقص نیست، «کامل شده» است که در اختیار شما قرار میگیرد.
آیه دیگر: الزّانِیةُ وَ الزّانی فَاجْلِدوا کلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی دینِ اللَّهِ [١]. در مورد زناست. زن زانیه و مرد زانی را هرکدام صد تازیانه بزنید و درباره اینها رحم و رأفتتان در مورد دین خدا نگیرد؛ یعنی اینجا جایی است که زود احساسات میخواهد بر مصلحت غلبه کند.
اینجا دین یعنی این یک دستور خدا. دستوری است از دستورهای دینی، جزو شرع و قانون خداست؛ یعنی وقتی میخواهید این قانون خدا را اجرا کنید، اینجا جای رأفت و رحمت نیست.
- اینجا دین معنای مجازات نمیدهد؟
استاد: ظاهرش این است که «فی دینِ اللَّه» به معنی «فی مُجازاتِ اللَّه» نیست. حالا اگر به معنی مجازات هم بگیریم خیلی بعید نیست.
آیه دیگر (هر آیهای که در مورد احکام باشد ظاهرش همین است): انَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فی کتابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْارْضَ مِنْها ارْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِک الدّینُ الْقَیمُ [٢]. اشاره است به قضایایی که کفار جاهلیت ماهها را کم و زیاد و پس و پیش میکردند. میفرماید که عدد ماهها در نزد خداوند دوازده ماه است؛ خدا از روزی که آسمانها و زمین را آفریده این سنّت را قرار داده. و چهارتای اینها ماه حرام است و این است دین استوار. در مورد این دستور میگوید این است دین استوار، یعنی این دستور یک دستور استواری است.
در مورد یوسف علیه السلام میفرماید: کذلِک کدْنا لِیوسُفَ ما کانَ لِیأْخُذَ اخاهُ فی دینِ الْمَلِک [٣]. ما در داستان یوسف این گونه نقشهای را طرح کردیم برای اینکه برادرش بنیامین را دریافت؛ در آن داستان ما اینچنین در کار یوسف کید و مکر کردیم یعنی تدبیر به
[١] نور/ ٢.[٢] توبه/ ٣٦.[٣] یوسف/ ٧٦.