فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨ - « دین » در قرآن
الا لِلَّهِ الدّینُ الْخالِصُ [٥]. آن اطاعت خالصانه فقط و فقط برای خداست و باید برای خدا باشد.
افَغَیرَ دینِ اللَّهِ یبْغونَ وَ لَهُ اسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الْارْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً وَ الَیهِ یرْجَعونَ [٦]. آیا اینها جز دین خدا چیزی را طلب میکنند و حال آنکه هر که در آسمان و زمین است چه از روی طوع و چه از روی کراهت تسلیم اوست، سر بر اطاعت اوست. پس در واقع میخواهد بگوید کهای انسان! در عالم تشریع و کار اختیاری (چون راه انسان راه اختیار است) آیا تو غیر از راه اطاعت حق راهی را انتخاب میکنی؟ آیا تو غیر از دین خدا دین دیگری را طلب میکنی و حال آنکه تمام ذرات هستی تسلیم او هستند.
اینجا باز باید همان دین به معنی اطاعت باشد، یعنی در عالم اختیار سر به تسلیم او داشته باش، سر به تسلیم ذاتی داشته باش که همه نظام تکوین تسلیم راه او هستند. البته اینجا این احتمال را هم که دین مجموع دستورها باشد میشود داد، ولی شاید همان معنی اطاعت بهتر باشد.
آیه دیگر: وَ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ لَهُ الدّینُ واصِباً افَغَیرَ اللَّهِ تَتَّقونَ [١]. هرچه در آسمان و زمین است از آنِ اوست، و برای اوست دین، ثابت و دائم. باز ظاهرش این است که همان اطاعت است، یعنی اطاعت باید مال او باشد. اینجا با اینکه فرمانروایی و اطاعت هردو را تحت عنوان «دین به معنی اول و دوم» ذکر کرده ولی هیچ یک از اینها دینِ به معنی اول نبود. البته لغت تأیید میکند که دینِ به معنای قهر کردن، غلبه داشتن، تسلط داشتن [استعمال میشود] ولی در آیات قرآن ما جایی را پیدا نکردیم که لفظ دین به کار برده شده باشد و مفهوم تسلط و فرمانروایی در آن باشد، یعنی قرآن هر جا که به کار برده، قضیه را از جنبه بشری گفته است. دین از آن جهت که به خدا انتساب دارد، قاهریت و فرمانروایی است؛ از آن جهت که به بنده نسبت دارد اطاعت است و تذلّل. اگر بگوییم: «دانَ اللَّهُ» یعنی خداوند فرمانروایی دارد، تسلط دارد، قاهریت دارد. اگر بگوییم:
«دانَ الْانْسانُ لِلَّهِ» یعنی انسان نسبت به خدا اطاعت و تذلّل دارد. قرآن هر جا که کلمه «دین» را ذکر کرده از آن جنبه دانَ الْانْساناش ذکر کرده نه از جنبه دانَ اللَّه. و من نمیدانم چرا در
[١] زمر/ ٣.[٢] آل عمران/ ٨٣.[٣] نحل/ ٥٢.