فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - نظریه چهارم ترکیب مخصوص به خود
است و هرچه که به درجات عالیتر و بالاتر میآید تدریجاً در عین اینکه ترکیب ترکیب حقیقی است اجزاء مرکب فی الجمله و کم و بیش استقلال خودشان را هم حفظ میکنند؛ و هرچه که بالاتر میرود در عین حال که ترکیب ترکیب حقیقی است استقلال اجزاء بیشتر میشود. مثلًا در ترکیبهای معدنی (مقصودم ترکیبهای جمادی یعنی ترکیبهای شیمیایی غیر آلی است) بعد از ترکیبِ اجزاء هویتی از آنها باقی نمیماند مگر اینکه مرکب را تجزیه کنند و ترکیب را بهم بزنند که اجزاء پیدایشان بشود. مادام که مرکب هست جزء هیچ اثر و علامتی از خودش نشان نمیدهد، جزء در کل حل شده است.
اما در نباتات در عین اینکه هر گیاهی یک واحد و یک حقیقت و یک واقعیت است، دارای قوای مختلف و متعدد است در آنِ واحد، یعنی چنین نیست که اجزاء او همه در کل حل شده باشند.
شما میبینید یک وحدتی است در عین اینکه کثرتی هم محفوظ است. وحدتی است در کثرت.
یعنی شما، هم خاصیت امور معدنی را در آن میبینید و هم خاصیت امور حیاتی را. در آنِ واحد هر دو را با همدیگر میبینید. نه اینکه وقتی جسم نامی و گیاه پیدا میشود دیگر اصلًا خواص معدنیها در اینجا وجود ندارد؛ هست ولی در ظلّ این هست. و لهذا گیاه در عین وحدت یک کثرتی دارد، یعنی در آنِ واحد کارهای متعدد میکند. امر معدنی یک کار بیشتر نمیکند. این، کارهای مختلف و متعدد میکند. به قول فلاسفه «علی وَتیرَةٍ واحدة» کار نمیکند. لااقل این است که تغذیه دارد، رشد هم دارد، تولید هم دارد. یعنی میان اجزایش تقسیم کار وجود دارد. فی الجمله استقلال اجزاء در آن است.
وقتی که ما به حیوان میرسیم، با اینکه حیوان در مجموعش بدون شک یک واحد و یک حقیقت است، ولی استقلال اجزاء در حیوان خیلی نمودارتر از نبات است.
وقتی که ما به انسان میرسیم استقلال اجزای انسان خیلی نمودارتر است تا حیوان، در حدی که استقلال اجزای انسان به صورت نوعی تضاد میان اجزای انسان در درون او تجلی میکند.
بدیهی است که این علامت استقلال است. اینکه انسان، هم عقل دارد هم شهوت، هم جنبههای جسمانی دارد هم جنبههای روحانی، در انسان به صورت یک کشمکش درونی پیدا میشود. ببینید اجزاء چگونه اینجا استقلال نشان میدهند، در عین اینکه انسان دارای ارادهای آفریده شده که میتواند میان همه اینها نظم برقرار کند و همه را در نظم واحد قرار بدهد. این علامت وحدتش است. ولی یک کثرتی هست که اگر مراقبت نکند این کشمکش درونی درمیگیرد، گاهی این آن را مغلوب میکند و گاهی آن