فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١ - نظریه چهارم ترکیب مخصوص به خود
هم پایینتر است.
این بود نظریه ترکیب اتحادی طبیعی جامعه. مطابق این نظریه همین طوری که در طبیعت اجزاء با یکدیگر ترکیب میشوند و بعد با هم متحد میشوند به گونهای که اجزاء استقلال خودشان را کاملًا از دست میدهند و اساساً افراد و اجزاء وجود ندارند بلکه فقط کل وجود دارد، در جامعه هم اصلًا افراد هیچ هستند، هرچه هست جامعه است.
نظریه چهارم : ترکیب مخصوص به خود
نظریه دیگر این است که ترکیب جامعه یک ترکیب مخصوص به خود است. ترکیب حقیقی است، پس اعتباری مثل درختهای باغ نیست. از نوع ترکیب ماشین نیست، بالاتر از ترکیب ماشینی است ولی در عین حال از قبیل ترکیب طبیعی هم نیست یعنی در عین اینکه جامعه وجود حقیقی دارد و جامعه از خودش حیات دارد و حیات جامعه غیر از حیات فرد است، عمر دارد، اجل دارد و اجلش غیر از اجل افراد است، فکر دارد، وجدان دارد، اراده دارد، عمل دارد، حتی مسئولیت دارد، در عین حال افراد- که قهراً دیگر نمیتوانند استقلال کامل داشته باشند- یک حالت مخصوص به خود دارند یعنی یک حالت استقلال نسبی دارند. هم جامعه وجود حقیقی دارد و هم فرد. یعنی در عین اینکه ترکیب جامعه ترکیب حقیقی است و جامعه از خودش قانون و سنّت دارد، وجدان دارد، استقلال دارد، در عین حال استقلال فرد در جامعه بکلی از میان نمیرود. این هم بحث خیلی عالی است که قهراً در دو قسمت باید بحث بشود، یکی اینکه باید ببینیم آیا در قرآن آیاتی هست که برای جامعه وجود حقیقی قائل باشد، برای خود جامعه حیات قائل باشد، اراده قائل باشد، تفکر قائل باشد، غایت قائل باشد، روح قائل باشد. اگر چنین بود پس تئوری قرآن بر این اساس است که جامعه وجود مستقل دارد- که البته این بعد از آن بحث قبلی است که انسان مدنی بالطبع است و ما بعد از قبول مدنی بالطبع بودن انسان به اینجا میرسیم- و در عین اینکه برای جامعه حیات و حقیقت و واقعیت قائل است استقلال فرد را هم اذعان دارد یعنی فرد را مجبور نمیداند. و اتفاقاً هر دو دسته آیات در قرآن هست.
اینجا اجازه بدهید من مطلب دیگری را عرض بکنم که لازم است یادآوری بشود و آن این است: بدیهی است که در طبیعت، تمایل به ترکیب وجود دارد و همان تمایل اشیاء به سوی تکامل تمایل به ترکیب را به وجود میآورد. اشیاء به یکدیگر جذب میشوند و با هم ترکیب میشوند. ترکیب هرچه که اوّلیتر و بسیطتر است استقلال اجزاء منتفیتر