فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - سه گونه توجیه آیات
مطابق این نظر، قرآن تکیهاش روی ایمان و عمل صالح است؛ سنت الهی در جریان تاریخ، پیروزی ایمان و تقوا و عمل صالح به همین مفهومی است که اینها متافیزیکی میدانند. اما آیه مستضعفین کلیت را بیان نمیکند. این آیه را باید با قبل و بعدش سنجید. در این صورت احساس میکنیم که این آیه کلیت را نمیگوید، اشاره است به مستضعفین خاصی که آنها مؤمن و عامل به عمل صالح هم بودند؛ چون آیه قبلش این است:
انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِیعاً یسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یذَبِّحُ ابْناءَ هُمْ وَ یسْتَحْیی نِساءَ هُمْ انَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ. وَ نُریدُ ...
این «وَ نُریدُ» حال است: فرعون این کار را میکرد، نمیدانست که اراده ما بر این است که همین طایفه مستضعفی که او آنها را استضعاف کرده است [بر او و یارانش پیروز شوند.] در بطن آیه این است: نمیدانست که اراده ما تعلق گرفته است که موسایی پرورش بدهیم (در خانه خود فرعون هم داشت پرورش پیدا میکرد) و همین موسی بیاید ایمانی را عرضه بدارد و همین مستضعفین به ایمان موسی گرایش پیدا کنند و بعد افرادی مؤمن و عامل به عمل صالح بشوند، آنوقت ما به خاطر ایمان و عمل صالحشان بر این مستضعفین منت نهیم و اینها را پیشوایان و وارثان زمین قرار بدهیم و به فرعون و وزیرش هامان نشان بدهیم آن چیزی را که از آن میترسیدند (روز به روز بیشتر اینها را ذلیل میکردند که یک وقت بر آنها مسلط نشوند؛ همان چیزی که از آن میترسیدند بر آنها واقع بشود).
حال به چه دلیل میگوییم جمله «وَ نُریدُ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا» [١] نمیخواهد یک اصل کلی و جمیع مستضعفین جهان را بیان کند بلکه میخواهد آن مستضعفین را بیان کند؟ یکی به دلیل «وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ» [٢] چون فرعون و هامان دو شخص بودند. وقتی که اینها دو شخص هستند پس منظور از «الَّذینَ اسْتُضْعِفوا» هم همان گروه خاصی است که آن فرعون و هامان را داشتند.
دلیل دیگر را بعد از بیان نظریه سوم عرض میکنم.
[١] قصص/ ٤ و ٥.[٢] قصص/ ٦.