فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨ - ردّ این نظریه
و قطب دیگر را قرآن فقط از این جهت طرح میکند که این قطب باید با آن قطب مبارزه کند. دعوتش منحصر به اینهاست، آنها را [ذکر میکند] برای اینکه با آنها باید مبارزه کرد و جنگید.
ثانیاً در دعوت خودش که مردم را دعوت میکند تکیهاش قهراً باید روی مسائل مادی باشد، چرا؟ چون بنا بر مادیت تاریخ، امور معنوی نیرو ندارد، تمام نیروها مال امور مادی است؛ یعنی آن اهرمی که روی آن فشار میآورد برای اینکه جامعه را به حرکت دربیاورد باید اهرمهای مادی باشد چون اهرمهای معنوی اصلًا اهرم نیستند و نمیتوانند اهرم باشند، آنها تابع و طفیلیاند، اساس آن است. حداقل این است که به آن وابستگی دارد؛ چنانکه اگر ما بخواهیم خار ساعت را جلو و عقب ببریم آن میله را باید حرکت بدهیم تا این خار جلو و عقب برود و الّا خود خار که اصالت ندارد که بخواهیم خود خار را جلو و عقب ببریم. پس باید دعوت فقط روی مسائل مادی باشد نه مسائل معنوی، که این قسمت را ما در جلسه پیش شرح دادیم ولی باز هم دنبال میکنیم یعنی منطق دیگران را در این زمینه ذکر میکنیم.
پس یک معیار (البته خیلی معیارها داریم) برای اینکه بشناسیم که آیا اسلام در مسئله تاریخ مادی فکر میکند یعنی برای تاریخ ماهیت مادی و هویت مادی قائل است یا نه، مراجعه به دعوتهایش است که آیا در دعوتها و خطاباتش عموم بشر را اعم از این طبقه و آن طبقه مخاطب قرار میدهد و حتی از آن طبقهای که با آنها مبارزه میکند احیاناً گروهی را جذب و جلب میکند؟
یا نه، در دعوتش فقط به یک طبقه نظر دارد؟ و اگر این طبقه مخاطبش هستند، وقتی که روی مسائلی تکیه میکند و میخواهد این طبقه را به حرکت دربیاورد چه مسائلی برای اینها مطرح میکند، آیا مسائل مادیشان را مطرح میکند؟
مارکس وقتی شعارهایی میداد برای اینکه میخواست جامعه را به حرکت دربیاورد آیا سرمایه دارها را دعوت میکرد که سرمایه دارها چنین بکنید؟ تز او تز سرمایه داری [نبود.] [١] او مخاطبش فقط کارگرها و زحمتکشها بود: زحمتکشان علیه سرمایه دارها چنین بکنید. به زحمتکشان که خطاب میکرد، تکیه روی چه مسائلی میکرد؟ روی منافع زحمتکش: ای طبقه استثمارشده، ای طبقه محروم این سودی که آن سرمایهدار میبرد
[١] [افتادگی از نوار است.]