فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - مَطلع دعوت پیغمبر اسلام
نیست، فقط «بخوان» است.) یا ایهَا الْمُدَّثِّرُ ای خود را به دِثار پیچیده. قُمْ فَانْذِرْ برخیز و انذار کن و مردم را بیم بده. وَ رَبَّک فَکبِّرْ. انذار یک معنای کلی است (مردم را انذار کن). اولین حرفی که گفته میشود این است که رَبَّک فَکبِّرْ اعلام کبریایی پروردگارت را بکن، عظمت پروردگارت را به این مردم بنمایان، پروردگارت را به عظمت و کبریایی یاد کن. این اولین جملهای است که گفته میشود. انْذِرْ انذار کن (که بشارت و انذار یک امر کلی است) وَ رَبَّک فَکبِّرْ [١].
این بود که پیغمبر اکرم وقتی که به میان مردم آمد چه گفت و دعوتش را از کجا شروع کرد؟
پیغمبر بعدها خیلی مسائل را مطرح کرد، به مردم گفت که نماز بخوانید، زکات بدهید، ربا نخورید، قمار نکنید، فحشا نکنید. خیلی چیزهای دیگر دستور داد. چنین نکنید و چنین بکنید. ولی آن که مطلع دعوت پیغمبر بود، [اولین بار که] در میان مردم ظاهر شد آن جملهای که به مردم گفت چه بود؟ یک امر اعتقادی بود، از یک اعتقاد شروع کرد: قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا. همان رَبَّک فَکبِّرْ است. ایها النّاس! بگویید لا الهَ الَّا اللَّهُ تا رستگار بشوید. پس دعوتش را از عوض کردن فکر مردم شروع کرد، از توحید شروع کرد.
دعوتها از یک نظر مثل کتابها یا مقالهها یا قصیدههاست. میگویند در بلاغت، حسن ابتدا و حسن ختام خیلی اهمیت دارد. اینکه مثلًا شاعر وقتی که میخواهد شعرش را شروع کند با چه جملهای آغاز کند. آن جمله باید برایش خیلی ارزش داشته باشد، کما اینکه آن جملهای هم که با آن پایان میدهد باید یک برجستگی خاصی داشته باشد. یک دعوت هم این گونه است. ابتدا که ظاهر میشود با چه چهرهای ظاهر بشود؟ اولین چیزی که به آن چهره میدهد چیست؟ وَ رَبَّک فَکبِّرْ: خدا. لا الهَ الَّا اللَّهُ نفی هر معبودی غیر از خدا و اثبات خدا: جز خدا معبودی نیست.
تا اینجا آیاتِ مربوط به دعوت رسول اکرم بود که باز هم آیات در قرآن هست، شاید به ذهن خودم بیاید، به ذهن شما هم بیاید، اگر آمد بگویید که همه اینها را جمع کنیم. و دیگر آیاتی است که قرآن از زبان پیغمبران دیگر و دعوت پیغمبران دیگر نقل میکند. نوح که با قوم خودش مواجه شد با چه مواجه شد، چگونه دعوت خودش را آغاز کرد. ابراهیم که با قوم خودش مواجه شد روی چه مسائلی تکیه کرد؟ موسی، عیسی، صالح، هود و یونس و پیغمبران دیگر همینطور.
[١] مدّثّر/ ١- ٣.