فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧ - آیات سوره نساء
عقیدهها و اعتقادها دوگونه است: برخی اعتقادهاست که به نفع یک گروه است و به ضرر گروهی دیگر، یعنی نسبت این عقیده با همه متساوی نیست. ولی یک عقیده هست که همه را در خودش به نحو متساوی جا میدهد یعنی نسبت متساوی با همه دارد. اینکه جز خدا و اللَّه چیزی را پرستش نکنیم، هیچ کس جز اللَّه چیزی را پرستش نکند، معلوم است که اعتقادی است که نسبتش با همه افراد متساوی است.
وَ لا نُشْرِک بِهِ شَیئاً و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهیم. اللَّه را که عبادت میکنیم، دیگر در کنارش چیز دیگر قرار ندهیم.
وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ بعضی از ما بعض دیگر را ربّ خودش در مقابل خدا قرار ندهد؛ یعنی ربّ، ارباب (به اصطلاح) و مطاع منحصراً خدا باشد. همه ما عبد یک ربّ باشیم و ربّ همه ما یکی باشد. همه مطیع یک قدرت باشیم و یک قدرت مطاع همه ما باشد. میشود مساوات. در اینجا، هم تکیه شده روی یک فکر: لا نَعْبُدَ الَّا اللَّه (جز خدا چیزی را پرستش نکنیم) و هم تکیه شده روی یک امری که به یک معنا مادی است و به یک معنا معنوی. مادی است، برای اینکه به زندگی انسانها مربوط میشود. وقتی که همه برابر باشند قهراً امتیاز مادی هم در کار نخواهد بود؛ عدهای نمیتوانند از جنبههای مادی برای خودشان یک امتیاز خاص قائل باشند که چون ما، ما هستیم چنین بهرهای باید داشته باشیم. و از آن نظر که این امر تنها جنبه امتیازات مادی را ندارد بلکه امتیازات عاطفی، امتیازهای اجتماعی و شرافتهای ادعایی را هم قهراً لغو میکند و اینها امور مادی نیست، میشود گفت معنوی است.
به هرحال در این آیه، هم به امور مادی در مجموعِ خودش تکیه شده است و هم به امور معنوی.
آیات سوره نساء
مورد دیگر، سوره نساء از آیه ٦٥ تا آیه ٦٩:
فَلا وَ رَبِّک لایؤْمِنونَ حَتّی یحَکموک فیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدوا فی انْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَ یسَلِّموا تَسْلیماً [١].
[١] نساء/ ٦٥.