فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - نتیجه
بدانیم. خلاف مشهودات است و خلاف شناختی است که ما از انسان داریم و خلاف شناختی است که از جامعه داریم و این مطلب هیچ دلیلی ندارد.
- مثلًا ما جنگی نداریم که به خاطر یک نهضت ادبی صورت گرفته باشد، یعنی به خاطر اعتقادات ادبی دو دسته جنگی واقع شده باشد.
استاد: لزومی ندارد که اگر مثلًا نهضت ادبی اصالت دارد حتی بتواند جنگ آفرین هم باشد. اینکه نهضت ادبی اصالت دارد یعنی سرچشمهاش ذوق ادبی مردم است نه چیز دیگری.
- میخواهم بگویم که آیا نهضت ادبی یا فرهنگی در حدی هست که امور دیگر انسان را تحت الشعاع قرار بدهد؟
استاد: بله، مسلّم هست. اگر شما «ادبی» را محدود به شعر و اموری که فقط به خیال مربوط باشد بدانید نه، ولی اگر به فرهنگ به معنای اعم آن بخواهید قائل باشید همینطور است. نهضت فرهنگی به دنبال خودش هر نهضت دیگری را میآورد.
- من میخواهم بگویم چیزهایی که انسان به دنبالش هست و نهضتهایی که صورت میگیرد شاید برخی از آنها باشند که اصالت داشته باشند یعنی آنها انسان را تا سرحد مبارزه پیش میبرند ...
استاد: نه، حتی همان نهضتهای ادبی به معنی نهضتهای فکری هم همینطور است. شما در اروپا نگاه کنید. نقش کسانی که نهضت ادبی و یک ادبیات عالی در اروپا به وجود آوردند [در نهضتهای اجتماعی قابل انکار نیست.] البته ادبیاتی که میگوییم ادبیات اجتماعی است. یک وقت ادبیاتی به وجود میآید که هیچ جنبه اجتماعی ندارد، بدیهی است که اثر نمیگذارد، ولی یک وقت ادبیاتی به وجود میآید که جنبه اجتماعی دارد. بدیهی است که این ادبیات جامعه را تکان میدهد.