فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - نتیجه
فلسفۀ تاریخ، ج ٤، ص:١١٩
قائل شدهاند که هر چیز دیگری اگر برای انسان ارزش دارد ارزش تبعی و طفیلی است؟ یا اینطور نیست؟
نتیجه
اگر تاریخ در طبیعت خودش ماتریالیست باشد قهراً تمام قواعد و ضوابط تاریخ علمی باید براساس اقتصاد جامعهها توجیه بشود و بس، چون حاکم اصلی بر جامعهها از هر جهت اقتصاد بوده. اقتصاد میشود کلید شناخت هر جامعهای. آنوقت اگر بگوییم مثلًا جامعه رم چگونه فکر میکرده است؟ چگونه اخلاقی داشته است؟ چگونه مذهبی داشته است؟ میگوید تو به من بگو او چگونه زندگی مادی داشته است تا من فوراً به تو بگویم چگونه فکر میکرده، چگونه دینی داشته، چگونه اخلاقی داشته است، چون این کلید آن است و آن از این ناشی میشود.
آنوقت در گرایشهای داخلی، جامعهها در هر زمانی به طبقات و گروههای مختلف تقسیم میشوند. جنگها و نزاعها میان دو گروه درمیگیرد. اگر تاریخ و جامعه در طبیعت خودش ذماتریالیست باشد کلید فهم و درک و حل نزاعهای اجتماعی و جنگهای داخلی و غیرداخلی که در بین بوده اقتصاد است و بس؛ یعنی تمام جنگهای دنیا ریشه اقتصادی دارد، غیر از این نمیتواند ریشهای داشته باشد؛ تمام اختلافات داخلی جامعهها ریشه اقتصادی دارد و بس؛ و تمام نهضتهای اجتماعی در هر رنگ و شکلی که پیدا شده است، با اینکه به ظاهر خیلی فرق میکند، [ریشه اقتصادی دارد.] ما نهضت علمی داریم، نهضت صنعتی داریم، نهضت ادبی داریم، نهضت مذهبی داریم، نهضت اخلاقی داریم؛ میگویند در فلان وقت یک نهضت اخلاقی در میان مردم به وجود آمد، یک نهضت مذهبی به وجود آمد، یک نهضت سیاسی به وجود آمد، یک نهضت فرهنگی به وجود آمد؛ میگوید ریشهاش را در اقتصاد جستجو کنید. تو به من بگو چه اقتصادی داشته تا من به تو بگویم که چه نهضتی میتوانسته پشت سرش به وجود بیاید. حالا به مسئله تضادها- که از نظر اینها عامل تکامل است- کار ندارم، آن را در بحث تکامل تاریخ، آن بحث سوم، مطرح میکنم.
نظریه معنویون (ایده آلیستها) برعکس است. آنها میخواهند چنین ادعا کنند که انسان همیشه به دنبال معنی است و ماده برای انسان هیچ وقت اصالت ندارد. مثلًا اگر بخواهیم جنگها را روی این نظریه توجیه کنیم باید تمام جنگها را جنگ عقیده بدانیم،
[١] بقره/ ٢٠١.