ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٩٦
اشكال دوم
از ظاهر روايات فهميدهمىشود كه آنچه مورد تعليل قرار گرفته، صرفاً «محروميّت زوجه از عقار» است و اگر از ظاهر بعضى از روايات قيمت بناء فهميده مىشد، بايد از ظاهر روايات منصرف شده و آنها را به تصريح در محروميّت از عقار ارجاع داد؛ به هر حال، تعليل در روايتدر مورد ارث زوجه از قيمت بناء، معنا ندارد.
\* اشكال سوم
در مباحث پيشين فراوان بيان شد، اينكه مىگويند: «تعليل وارده در مقام، ظهور در حفظ نسبت مواريث براى ورثه و زوجه از اصل سهام دارد»؛ نظريه صحيحى نمىباشد و واضح است كه تعليلات واردههيچ ارتباطى با اين مورد ندارد.
ششمين قسمت از اشكال سومبعض الفقهاء
ايشان تحت عنوان «حاصل بحث» فرمودهاند:
صِرف «عدم تصريح» روايات، به اعطاء زوجه از قيمت زمين، دليلى بر محروميّت زوجه از عين و قيمت زميننمىباشد؛ بلكه به قرائن چهارگانهى زير- يعنى:
- قرينهى اول: «ظهور استثنا» در «متصل بودن»؛
- قرينهى دوم: «ظهور تأكيد» در بعض روايات به «عدم اعطاء از خاك زمين، البته با نظر به عين زمين ونه قيمت آن»؛
- قرينهى سوم: «ظهور تعبير اعطاء زوجه از قيمت بناء» در «اعطاء قيمت بناء و خانهاى است كه در زمين برپا شده» كه البته در آن زمانها قيمت زمين همان قيمت بناءبوده است؛
قرينهى چهارم: «ظهور تعليل، به منع زوجه از ادخال زوج جديد» در «ارادهحفظ عين عقار براى ورثهنه چيز بيشترى»-،
اين نتيجه حاصل مىشودكه: اين قرينهها اگر موجب ظهور روايات تفصيل