ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٦٩
ب. جواب مرحوم صاحب جواهر (رحمه الله)؛
ايشان مىفرمايند:
«و ليس هو كالمرسل المعلوم كونه رواية» [١]
و اين مقطوعه همانند اخبار مرسل نيست كه روايت بودنش معلوم است.
نتيجه: عدم شانيت مقطوعه براى استدلال
از مجموع سخنان اين دو بزرگوار و سايرين بر مىآيد كه شأن و جايگاه روايت مقطوعه همانندشأن و جايگاه حديث مرسل و ضعيف نيست؛ زيرا:
- در خبر مرسل [٢] و ضعيف، اصل اسناد روايت به امام (ع) وجود دارد، لذا عمل
- مشهور، جابر ضعف سند آن است؛
ولى:
- در خبر مقطوع [٣]، اصلًا موضوعى براى استناد وجود ندارد، تا بتوان جابريتى
-
[١]. ر. ك. به: جواهر الكلام فى شرح شرائع الإسلام، آيت الله محمد حسن نجفى (رحمه الله)، ج ٣٩، ص: ٢١١
[٢]. مرسل يكى از اقسام روايات ضعيف است؛ شهيد ثانى (رحمه الله) در كتاب «الرعاية»، «مُرسل» را چنينتعريف مىكند كه: «هو مارواه عن المعصوم من لَمْ يُدْرِكه» (ر. ك. به: الرعاية شهيد ثانى (رحمه الله) ص ١٣٦ و نيز ر. ك. به: مامقانى، عبدالله؛ مقباس الهداية، ج ١، ص ٣٤٠- سيوطى، جلال الدين؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٩٥) يعنى مرسل، روايتى است، كهشخصى آن را از معصوم نقل كند در حالىكه او را درك نكرده است. البته مراد از «ادراك»، تلاقى معصوم در همان حديث است؛ بنابراين، ممكن است صحابى، از پيامبر حديث نقل كند و در عين حال، حديث او مرسل باشد؛ بدين معنا كه احاديث را از پيامبر، ولى ازطريق صحابى ديگرى نقل كند. به عنوان مثال روايت ابن عباساز پيامبر، اينگونه است؛ زيرا وى هرچه از پيامبر، روايت كرده، از طريق امام عليو ساير صحابه شنيده است. (ر. ك. به: الرعاية ص ١٣٦) البته مرسل در نزد فقهاى شيعه، چنين معروف و مشهور است: روايتى كه تمام راويان زنجيرهى سند آن، يا برخى از آنها حذفشده باشد و يا به الفاظ مبهم و مجملى؛ همچون «عن بعضٍ، عن رجلٍ و ...» آورده شدهباشد (ر. ك. به: مقباس الهداية ج ١ ص ٣٣٨).
[٣]. مقطوع نيز همچون مرسل يكى از اقسام روايات ضعيف است (ر. ك. به: الرعاية، شهيد ثانى، ص ١٣٥ و اصول الحديث، سبحانى، جعفر، ج ١١٢ و مقباس الهداية مامقانى، عبدالله، ج ١، ص ٣٣٠) به روايتى گفته مىشود كه بعضى از راويان آن مجهولاند و يا متصل به معصومنباشند؛ مرحوم صدر (رحمه الله) در كتاب نهاية الدراية از قول ابن ابى جمهور احسائى در رساله «كاشفة الحال عن أمر الاستدلال» نقل مىكند كه: «المقطوع ما كان بعض رواته مجهولًا أوكان غير معلوم الاتصال بالمعصوم» همانطور كه مشخص است تعريف ايشان دو بخش دارد؛ در اصطلاح فقهامقطوع بهبخش دوم تعريف مرحوم صدر (رحمه الله) يعنى متصل نبودن به معصوم، اطلاق مىشود وليبه بخش اول تعريف ايشان يعنى مجهوليت سلسلهى سند، مرسله مىگويند. (ر. ك. به: نهاية الدراية، صدر، حسن، ص ١٩٨ و مقباس الهدايه، ج ١، ص ٣٣٠) و از اينكه بسيارى از علما هر دو تعبير را با يكديگر و يا به شكل عطف مىآورند، دليل بر افتراق اين دو عنوان است؛ پس مقطوع با مرسل فرق دارد و روشن است كه قطع، باعثضعف حديث مىشود؛ ولى اينگونه نيست كه هر روايت مقطوع، معتبر نباشد؛ زيرا ممكناست يك روايت، مقطوعه باشد؛ ولى جهتى در آن وجود داشته باشد كه موجب تقويت آن شود؛ همانطور كه پارهاى از مضمرات و مرسلات حجتاند. (ر. ك. به: برغانى، محمدصالح؛ غنيمة المعاد فى شرحالارشاد، ج ٧، ص ١٠).