ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٢٤
قبل از پياده كردن مسئلهى «انقلاب نسبت» در مانحن فيه، ابتداء لازم است به توضيح مثالى پيرامون اين مسئله بپردازيم:
همانگونه كه در مباحث علم اصول فقه بيان شده است، اگر در يك موضوع دو دليل در اختيار داشته باشيم، نسبتِ بين آن دو دليل يكى از نِسَب اربعهاست؛ امّا اگر بجاى دو دليل، دليل سومى نيز در اين بين، وجود داشته باشد، بواسطهى اين دليل سوم، «نسبت» بين دو دليل، «انقلاب» پيدا مىكند؛ يعنى:
\* اگر اين سه دليل را به يك نحو ملاحظه نماييم، بين آنها يك نسبت از نسب اربعه وجود دارد.
اما:
\* اگر اين سه دليل را به نحو ديگرى ملاحظه كنيم، آن نسبت اوليه، به نسبت ديگرى انقلاب پيدا خواهد كرد.
به عنوان مثال چنانچه مولا:
- ابتداء در دليل اول بگويد: «أكرم العلماء»؛
- سپس در دليل دوم بگويد: «لاتكرم العلماء»؛
- آنگاه در دليل سوّم بگويد: «لاتكرم النحويين».
در اين مثال، نسبتِ بين دليل اوّل و دليل دوّم «تباين» است؛ امّا اگر دليل اوّل بوسيلهيدليل سوم تخصيص زده شود، نتيجهيآن وجوب اكرام علماى غير نحوى خواهد شد يعنى: «أكرم العلماء غير النحويين» در اين صورت بعد از تخصيص، نسبت دليل اوّل با دليل دوّم از «تباين» به «عموم و خصوص مطلق» انقلاب پيدا مىكند.
آيت الله بحرالعلوم (رحمه الله) در كتاب «بُلغة الفقيه» مىفرمايد: بعضى از معاصرين ما اين «توهم» را داشته و از اين راه وارد شدهاند؛ حال مناسب است به اصل كلام ايشان كه در مقام «بيان توهم» و «دفع» آن مطرح شده توجه فرماييد:
«نعم ربما يتوهم فى المقام، بل قد توهمه بعض المعاصرين، تخصيص المطلقات بغير ذات الولد مع قطع النظر عن مقطوعة ابن أذينة بدعوى اقتضاء الترتيب فى علاج
الاخبار المتعارضة و ذلك، بتقريب أن الاخبار الامرة بإرثها مطلقا من كل شىء، مخصصة- أولا-