ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٦٢
خصوص اين روايت، مروى عنه را فراموش كرده باشد؟!
[١] قرينهى سوم بر روايت بودن مقطوعه
\* اولًا: هيچ موردى وجود ندارد كه جناب «عمر ابن اذينه» فتواى خويش را نقل كرده باشد و اگر چنين عملى از وى مرسوم و متعارف بود، احتمال داده مىشد كه اين مقطوعه نيز همانند آنها باشد.
\* ثانياً: در هيچيك از كتب حديثى، نقل قولى به عنوان فتوا از ابن اذينه مطرح نشده است؛ لذا، از مجموع اين احتمالات اطمينان پيدا مىكنيم كه اين مقطوعه، حديث و كلام امام معصوم (ع) است، نه فتواى راوى.
مناقشه بر قرينهى سوم
\* اولًا: در صحت اين احتمالات و قرائن، مناقشه وجود دارد و صِرف احتمالات مذكور، موجب حصول اطمينان نمىشود.
\* ثانياً: در اينكه آيا دليلى بر فتوا بودن اين روايت وجود دارد يا خير و يا آيا از ابن اذينه چنين عملى مرسوم و متعارف بوده است؟ در مباحث بعدى به تفصيل، بحث خواهيم كرد.
\* ثالثاً: با توجه به ايرادات وارده قبلى و وجود كبرا- مبنى بر اينكه اساساً مقطوعه، روايت نيست- به اين نتيجه مىرسيم كه مقطوعه ابن اذينه مشمول ادلهى حجيّت خبر واحد نمىشود.
بررسى دو مبنا پيرامون مقطوعهى ابن اذينه، منشأ قول قائلين به فرق و قائلين به عدم فرق
با توجه به مطالب پيش گفته و تفحص در ميان اقوال علماء به اين نتيجه
مىرسيم كه، درباره مقطوعهى ابن اذينه در ميان فقهاى بزرگوار متقدّم و متأخّر دو مبنا وجود دارد، كه مقتضى است براى روشن شدن بحث، ابتداء به دو مبناى ياد شده اشاره كرده و سپس به اقوال قائلين در هر يك از دو مبنا اشاره نماييم.
[١]. ر. ك. به: رجالنجاشى، ص ٣٢٧ و نيز رجالابنداود، ص ٢٨٨