ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣١٨
مناقشه بر خاتمهى جواب مُجيب
\* اولًا: از جمله دلائلى كه باعث شده فقيه معاصر- حفظه الله- جوابهاى اربعهى فوق را بر اشكال دوم دلالى مقطوعهى ابن اذينه ارائه دهند، غموض و سؤالات مذكوراست كه در ذهن ايشان، پيرامون روايات نافيه شكل گرفته؛ لذا در پاسخ به ايشان، مجدداً به مباحث گذشته اشاره مىنماييم:
- دربارهيظاهر قرآن:
بيان شد تمام اطراف نزاع پذيرفتهاندكه مطابق آيه «قرآن»، ظاهراً زوجه از جميع ماترك زوج ارث مىبرد، لكن شبههايكه در اين بين وجود داشت اينبود كهدر آيهشريفه ولهنّ الربع ممّا تركتم [١] لفظى كه دال بر «عموم» باشد وجود ندارد؛ لذا بايد به «اطلاق» قائل شويم و در محل خود بيان شد كه مستشكل مىتواند اشكال كند كه آيه در مقام بيان «ماترك» نيست؛ بلكه آيهصرفاً در مقام بيان «مقدار سهام» است.
- دربارهياحاديث:
در مورد احاديث نيزبه تفصيل بيان شد كه بين روايات نافيه و مورّثه «تعارض» است.
- دربارهيشهرت:
در مباحث قبل اثبات شد كه چنين شهرتى در نزاع دوم وجود ندارد؛ نهايت اينكه به نظر مرحوم سيّد محمد بحرالعلوم (رحمه الله) صاحب كتاب «بلغة الفقيه» قائل شويم كه مىفرمايند:
«و بالجملة الانصاف، أن القولين متكافئان فى المعروفية» [٢]
و كلًا انصاف اين است كه هر دو قول در معروفيت و شهرتهم تراز يكديگرند.
و بگوييماقوال در اينكه فقط زوجه غير ذات ولد محروم است يا مطلق
[١]. سوره مباركه نساء، آيه شريفه ١٢
[٢]. ر. ك. به: بلغة الفقيه، سيد محمد بحرالعلوم (رحمه الله)، ج ٣، ص: ٩٧.