ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٤٠١
كه در صحيحه زراره و محمد بن مسلم سابق الذكر آمده؛ ظاهر اطلاق كلمه «شئ» همچنين در نفى ارث زوجه از ماليت آنهاست. لكن از مسلمات اين است كه اين روايات تقطيع روايات مفصلهاند و آنچه از زراره و محمد بن مسلم نقل شده حديث مستقلى نيستند؛ چون راويان [اين روايات با روايات مفصله] هر دو يكى است بلكه اكثر اين روايات به يك يا دو حديث بر مىگردد بلكه چنانچه استظهار كرديم كه مقصود روايات مفصله محروميّت زن از ارث عين است نه ماليت؛ اين خود قرينهاى مىشود كه آن روايتها مرادشان از ارث نبردن زوجه از زمين (هيچ چيز) همين است [كه در مفصله آمده] به ويژه رواياتى كهظهور در ارث نبردن وى حتى از ساختمان دارند مثل آنچه در روايت عبدالملك از يكى از امامها نقل شده كه فرمودند: «از خانهها و عقار براى زنان چيزى نيست» زيرا اشكالى ندارد كه از قيمت بناء ارث ببرند و مقصود از آن، ارث نبردن از عين خانهها و عقار مىشود؛ از آن بالاتر گذشت كه اين ظهور (در ارث نبردن از چيزى از زمين) نمىتواند با ظهور قرآن مقابله كند كه مىفرمايد: «ربع يا ثمن او حفظ شود» و نيز نمىتواند مقاومتى در برابر روايات موكد قرآن داشته باشد كه اين روايات بسيارند؛ بلكه اين روايات [نافيه به اطلاق] حمل مىشوند بر اينكه اراده در آنها بر ارث نردن از عين خاك و عقار باشد [نه عين و قيمت]؛ پس در نتيجهراى سيد مرتضى به اثبات مىرسد البته اين راى بدون نظر به صحيح ابن اذينه سابق است و گرنه بر طبق آن همسرى كه از شوهرش فرزند دارداز عين هم ارث مىبرد.
مناقشه بر قسمت هفتم اشكال سوم بعضالفقهاء
بر اين قسمت از اشكال سوم «دو ايراد» وارد است.
\* ايراد اول: در اين مقام، فرقيبين اينكه اين روايت تقطيعياز روايات تفصيل
دهنده بين عين و قيمت باشدو يا تقطيع نباشد، وجود ندارد؛ زيرا كلمهى «شيئاً» خود قرينهى واضحى است بر محروميّت زوجه از عين و قيمت؛ چه روايت مقطعه باشد و چه مقطعه نباشد.
\* ايراد دوم: اگر بپذيريم روايات تفصيل دهنده بين عين و قيمت، ظهور بر محروميّت زوجه از خصوص عين عقار و زمين دارد، ولى اين موضوع