ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٧٤
سومين نكته مستخرجه از دومين اشكال فقيه معاصر
اينكه در روايات بيان شده كه بايد «قيمت بناء» را به زوجه پرداخت كرد، اين كار در مقابل پرداخت نكردن «قيمت زمين»، به او نيست؛ بلكه اين اعطا در قبال به ارث نرسيدن «عين زمين يا اصول عَقار» به اوست؛ پس مىتوان از «قيمت زمين» به وى اعطاء نمود و بر اين اساس، در روايات، اعطاء قيمت به عنوان «استثنا از عدم اعطاءاصول عقار» عنوان شده است.
بنابراين رواياتِ تفصيل دهنده بين عين و قيمت، صراحت و تصريحى در عدم اعطاء قيمت عقار و زمين به زوجه ندارند.
به عبارت ايشان توجه فرماييد:
«ودعوى: ان تصريح روايات الحرمان باعطائها من قيمة البناء وعدم اعطائها من الارض يجعلها كالصريح فى حرمانهامن قيمة الارض ايضا والا لكان يذكرها مع قيمة البناء.
يدفعها: ان ذكر اعطائها من قيمة البناء فى الروايات ليس فى قبال عدم اعطائها من قيمة الارض، بل فى قبال عدماعطائها من اعيان اصول العقار والدور، فيمكن اعطاؤها من قيمتها ولهذا جاء ذلك بلسان الاستثناء عن عدم اعطائهامن العقار، فليست روايات التفصيل صريحة فى عدم اعطائها قيمة العقار؛ فليست روايات التفصيل صريحة فى عدم اعطائها قيمة العقار لكى يقال بعدم صحة هذا الجمع، بل سوفياتى ان الروايات
التفصيل صريحة فى عدم اعطائها قيمة العقار؛ فليست روايات التفصيل صريحة فى عدم اعطائها قيمة العقار لكى يقال بعدم صحة هذا الجمع، بل سوفياتى ان الروايات
المفصلة فيها قرائن تدل على عدم حرمانها من قيمة العقار» [١]
و ادعاى اينكه: روايات محروميّت تصريح دارند به اينكه از قيمت ساختمان به زوجه داده مىشود و از زمين داده نمىشود آن را صراحت مىبخشد كه از قيمت زمين هم ارث نمىبرد و الا مىبايست با قيمت ساختمان آن را مطرح كرد؛ دفع مىشود كه ذكر نكردن اينكه زوجه از قيمت ساختمان ارث مىبرددر مقابل ارث نبردن او از قيمت زمين نيست؛ بلكه در مقابل ارث نبردن او از اصول اعيان زمينها و خانههاست پس مىشودبه او از قيمت زمين ارث داد و براى همين است كه با لسان استثناء آورده است
[١]. ر. ك. به: همان.