ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢١٣
اولًا: اين سخن، سخن درستى نيست؛ زيرا، در روايات، فرقى بين «علّت» و «حكمت» وجود ندارد.
ثانياً: اين دو كلمه از اصطلاحاتعلم اصول است، كه بايد در آنجا بررسى شود.
ثالثاً: اصوليين به بعضى از تعليلات،- نيز اگر چه با لام تعليل همراه
باشد- حكمت اطلاق مىكنند.
ب: تبيين فرقهاى بين علّت و حكمت؛
يك: فرقهاى سهگانه بين علّت و حكمت از منظر اصوليين
يكى از موارد و مسائلى كه انصافاً تصوير آن در علم اصول بسيار مشكل است بيان فرق بين «علّت» و «حكمت» است؛ در اين باره نقل مطلبى از مرحوم محقق نائينى (رحمه الله) خالى از لطف نيست، چه اينكه معروف است وقتى از ايشان، در مورد «فرق» بين علّت و حكمت سؤال مىشود در پاسخمىفرمايند:
«من سى سال است درباره فرق بين حكمت و علّت، فكر مىكنم، امّا به نتيجهاى نرسيدهام».
با اين وجود، در علم اصول چند فرق براى «علّت» و «حكمت» بيان شده است كه در اينجا فقط به «سه» مورد اشاره مىنماييم.
فرق اول بين علّت وحكمت
- در علّت: حكم، وجوداً و عدماً دائر مدار آن است؛ بدين معنا كه هر زمان علّت وجود داشته باشد، حكم نيز وجود دارد و هر زمان علّت وجود نداشته باشد، حكم نيز وجود نخواهد داشت مانند «الخمرُ حرامٌ لانه مُسكر» معناى عليّت مسكر اين است كه اگر مسكريّت وجود داشته باشد، حرمت هم وجود دارد و اگر مسكريّت وجود نداشته باشد حرمت نيز وجود نخواهد داشت.
اما:
- در حكمت: حكم، وجوداً دائر مدار آن است امّا عدماً دائر مدار آن نيست؛ بدين
-